کلیساهای مسیحی خدا

شماره ۱۵۰

No. 150

 

 

 

 

اسرار مقدس کلیسا

(نسخه 4.0 19951216-20011118-20070723-20100116)

 

اکثر کلیساها ادعا می کنند که بر جنبه های مختلف زندگی انسانی قدرت دارند و اعضا باید مشارکت کلیسا در این فعالیت ها را داشته باشند تا معتبر باشند. این مقاله به بررسی ادعاهای مربوط به اسرار ازدواج، آخرین آیین ها (عروج مطلق)، عشای ربانی (عشای ربانی)، تعمید و شام خداوند می پردازد و نتیجه می گیرد که تنها دو مورد توسط عهد جدید مجاز شده اند.

 

 

 

Christian Churches of God

PO Box 369 Woden, ACT 2606, Australia

 

ایمیل: secretary@ccg.org

 

 

(کپی رایت ã ۱۹۹۵، ۲۰۰۱، ۲۰۰۷، ۲۰۱۰ وید کاکس)

(tr. 2026)

 

این مقاله را می توان به صورت رایگان کپی و توزیع کرد، به شرطی که به طور کلی و بدون هیچ تغییر یا حذفی کپی شود. نام و آدرس ناشر و اطلاعیه حق نشر باید درج شود.  هیچ هزینه ای از دریافت کنندگان نسخه های توزیع شده دریافت نمی شود.  نقل قول های کوتاه می توانند در مقالات انتقادی و نقدها بدون نقض حق نشر گنجانده شوند.

 

این مقاله از صفحه وب جهانی قابل دسترسی است:
http://www.logon.org و http://www.ccg.org


اسرار مقدس کلیسا



 

یکی از پرسش های اساسی که هر مسیحی با آن روبروست، مسئله اسرار مقدس است. مسیحیت ارتدکس مدرن ادعای تعدد مناسک مقدس را برای خود دارد. برای مثال، کلیسای کاتولیک در اشکال متفاوت خود مانند انگلیکان، رومی یا ارتدکس دیدگاهی درباره اسرار مقدس دارد که قدرت هایی بر حوزه هایی از زندگی انسانی دارد که به دنبال آشتی دادن آموزه های عهد جدید با زندگی خانوادگی در ساختار خود هستند و بر ادیان رقیب قدرت دارد.

 

این کنترل با تنزل وظایف ضروری به سطح آیین انجام می شود. این ها در اصطلاحاتی مانند اسرار ازدواج، آیین های آخر، عشای ربانی و غیره بیان می شوند. این ادعاها بر پایه های متعددی قرار دارند و برای پیشرفت آن ها به فرضیات الهیاتی غیرکتاب مقدسی وابسته اند.

 

ازدواج

اولین فرض غیرکتاب مقدسی درباره آیین ازدواج مطرح می شود. در واقع درست است که بگوییم ازدواج یک نهاد مقدس است، اما کاملا نادرست است که بگوییم ازدواج یک آیین مقدس کلیسا و صرفا وظیفه آن است. کتاب مقدس کاملا روشن می کند که ازدواج مستقل از کلیسا وجود دارد.

 

این ادعا که ازدواج هایی خارج از یک کلیسای خاص در نظر خدا و عیسی مسیح نامعتبر است، کاملا نادرست است. کلیسای کاتولیک رومی بر این باور است که برای اهداف عقیدتی، هر ازدواجی که با یک فرد غیرکاتولیک رومی انجام شود، می تواند باطل شود و افراد مربوطه آزادند در همان کلیسا ازدواج کنند. این به عنوان یک آموزه اساسی دیده می شود. آموزه ازدواج در عهد جدید کاربرد دارد، اما به این دلیل نیست که آیین ازدواج اصلا مخصوص کلیسا است. دلیلش این است که آموزه ازدواج و طلاق خارج از کلیسا وجود دارد. طلاق وظیفه مجاز ملت ها و اسرائیل طبق قانون خارج از ازدواج در کلیسا است. مهم ترین نکته تحت قانون این است که رضایت والدین برای تقدیس ازدواج لازم است. این تنها ملاحظه  ای است که در کتاب مقدس برای تقدیس ازدواج وجود دارد. ازدواج در نظر خدا معتبر است اگر والدین رضایت داشته باشند. طبق قانون موزاییک، اگر رضایت ندهند، این قانون معتبر نیست. این تنها محدودیت است. وقتی زوج به سن قانونی می رسند، تعلیق غیرمنطقی رضایت موضوع دیگری است. این برگرفته از خروج ۲۲:۱۶-۱۷ است. این قانون برای حفاظت از زنان است.

 

این مراسم باید توسط شاهدان تأیید شود، همان طور که در روت ۴:۱-۱۱ و اشعیا ۸:۱-۳ می بینیم. در هیچ جای کتاب مقدس، دستورات مربوط به ازدواج اعتبار ازدواج را به کلیسا یا کشیشی محدود نمی کند. این آموزه نیکولایی ها است که کشیش بر زندگی خانوادگی و سازماندهی خانواده حکومت می کرد.

 

نامزدی یک شبه ازدواج است (متی ۱:۱۸؛ لوقا ۱:۲۷). یوسف می خواست مریم (مریم) را به خاطر بارداری اش به زندان بیندازد اما از این کار اکراه داشت. او نامزد شده بود و این یک شبه ازدواج است. این نماد ازدواج خدا و اسرائیل است و بار معنوی دارد. با روح القدس ساخته شده است (حزقیان ۱۶:۸). این یک کاربرد معنوی از یک رابطه فیزیکی است. این یکی از پایه های ازدواج است و وحدت معنوی هم هست.

 

تجرد توسط کتاب مقدس محکوم شده است، همان طور که در داوران ۱۱:۳۸، اشعیا ۴:۱ و ارمیا ۱۶:۹ دیده می شود، اما پولس آن را در ۱ قرنتیان ۷:۷-۸، ۲۴-۴۰ پذیرفته است. دلایل زیادی برای این امر وجود دارد، با توجه به آداب و رسوم آن زمان و نیازهای کلیسا، که به درستی در مقاله ازدواج (شماره ۲۸۹) مورد بحث قرار گرفته اند. پولس در روح القدس سخن نمی گفت و روح القدس او را به گفتن این موضوع هدایت نکرده بود. او گفت چون در آن زمان عمل عقیم کردن جوانان بود و آن ها به عنوان غلام رها می شدند. در کلیسا خواجه های زیادی بودند و به آن ها نگاه تحقیرآمیزی می شد. پس پولس مجبور شد موقعیت آن ها را مشروع کند و جایگاه اجتماعی به آن ها بدهد تا بتوانند خود را برای پادشاهی خدا آماده کنند. بنابراین پل به یک مسئله روان شناختی می پرداخت.

 

این به آن ها ظرفیت می داد که نسبت به خدا محتاط باشند و جایگاه اجتماعی داشته باشند، که حداقل به اندازه کسانی بود که توانایی والد بودن را داشتند. خواجه هایی با اخته شدن وجود داشتند و خواجه های زن به دلیل عدم تولید مثل وجود داشتند. هر دو نیاز داشتند که جایگاه اجتماعی برابری در کلیسا داشته باشند و پولس این را در اول قرنتیان ۷ به آن ها داد.

 

نگرش مسیح نسبت به اعتبار ازدواج به زیبایی در موعظه او به زن سامری در یوحنا ۴:۱۶-۱۸ بیان شده است.

یوحنا ۴:۱۶-۱۸ عیسی به او می گوید: برو، شوهر خود را صدا کن و بیا اینجا. زن پاسخ داد و گفت: من شوهر ندارم. عیسی به او گفت: «تو خوب گفتی، من شوهر ندارم؛ ۱۸ زیرا تو پنج شوهر داشتی؛ و کسی که اکنون داری، شوهر تو نیست؛ در این سخن گفتی. (KJV)

 

مسیح صداقت او را آزمایش می کرد و اعتبار او را در هم زیستی مطرح می کرد. او قرار بود دکترین ازدواج را اعلام کند. این متن آموزه ازدواج از زبان عیسی مسیح است.

 

عوامل متعددی از این متن بیرون می آید. مسیح سامری را به عنوان یکی از ملت ها به رسمیت شناخت؛ او ازدواج را به عنوان نهادی معتبر در میان ملت ها به رسمیت شناخت؛ و طلاق را معتبر دانست زیرا هیچ یک از پنج شوهر را به چالش نکشید. مهم تر از همه، او کاملا ازدواج دوفاکتو را رد کرد چون قبول نداشت مردی که با او زندگی می کرد شوهرش بود. بنابراین، مسیح ازدواج را نهادینه کرد و واقعیت گناه آلود هم زیستی را به عنوان تأیید ازدواج رد نمود. او اعتبار ازدواج خارج از اسرائیل را زیر سؤال نبرد.

 

سامری ها همچنین از غیر یهودیان تشکیل شده بودند. آن ها از کوتی ها و مادها (از بخشی از امپراتوری ایران) تشکیل شده بودند که پس از تبعید اسرائیل جایگزین شدند. آن ها تحت حکومت شلمانصر به آنجا منتقل شدند، شاید با باقی مانده کوچک اسرائیل در آنجا.

 

پس، در یک بیان ساده، کل آموزه کتاب مقدس درباره ازدواج از زبان مسیح بیان شده است. کلیسا باید این را خیلی واضح می فهمید اما نکرد. در اینجا می بینیم که ازدواج میان ملت ها معتبر بود، همان طور که طلاق نیز معتبر بود، اما روابط عملی به رسمیت شناخته نمی شدند.

 

تعهدات تحت ازدواج پایین تر از وظیفه نسبت به خدا هستند، همان طور که از تثنیه ۱۳:۶-۱۰ می بینیم. به سادگی، اگر همسری بت پرست بود، باید اعدام می شد. این قانون بود.

 

این روند در متی ۱۹:۲۹ و لوقا ۱۴:۲۶ تقویت شده و بنابراین ازدواج پس از مرگ نمی تواند الزام آور باشد (متی ۲۲:۲۹-۳۰؛ مرقس ۱۲:۲۴-۲۵). عمل ازدواج ابدی مورمون ها کاملا برخلاف سخنان صریح عیسی مسیح است. اتحاد ازدواج پس از مرگ منحل می شود، بنابراین کلیسا نمی تواند نه در زندگی و نه در مرگ در نهاد ازدواج مداخله کند. بنابراین کلیسایی که می خواهد این حق را از خود سلب کند، به اشتباه این کار را انجام می دهد.

 

برای نشان دادن ماهیت مقدس این مؤسسه، تنها کافی است به سه مثال نگاه کنیم. اولی آدم و حوا هستند.

پیدایش ۲:۲۳-۲۴ و آدم گفت: این اکنون استخوان استخوان های من و گوشت گوشت من است: او زن نامیده خواهد شد، زیرا از انسان بیرون کشیده شده است. ۲۴ پس مرد پدر و مادرش را ترک می کند و به همسرش می چسبد؛ و آن ها یک جسم خواهند بود. (KJV)

 

نهاد ازدواج با آدام برقرار شد. این نهاد در زمان ابراهیم برای همه ملت ها معتبر شناخته شد، همان طور که از نمونه های فرعون و سارا (پیدایش ۱۲:۱۱-۲۰) می بینیم. شکی نیست که نهاد ازدواج پیش از قانون و پیش از کلیسا وجود داشته است؛ یعنی پیش از اعطای شریعت به موسی. با ابراهیم و همچنین با فرعون وجود داشت؛ و فرعون ازدواج را همان طور که ابراهیم فهمید، فهمید.

 

مثال بعدی ابیملک و سارا است (پیدایش ۲۰:۱-۱۸). ابیملخ سارا را نبرده و با او نخوابیده بود، اما خدا به او هشدار داد که این زن مرد دیگری است. فرعون به ابراهیم گله ها و ثروت زیادی را بازگرداند چون سارا را برده بود، هرچند فریب خورده بود. مسئولیت او بود که بفهمد آیا مانعی برای آن ازدواج وجود دارد یا نه، که چنین نشد؛ او فقط همسر ابراهیم را گرفت. هیچ مردی نباید در رابطه با نهاد ازدواج از پادشاه بترسد.

 

این نهاد همچنین در شریعت تحت موسی با روند نامزدی و ازدواج ثبت شده است (خروج ۲۲:۱۶-۱۷). محدودیت های ازدواج مدنی است، بسته به ارث ملت ها و قبایل (اعداد ۳۶:۸).

 

این موضوع به مسئله حفظ زمین های درون قبایل تحت نظام جوبیلی مربوط می شود. کل نظام قانون طوری طراحی شده که هیچ ملت (قبیله) بی زمین نشود. کسانی که ارث دارند باید با یکی از اعضای قبیله پدرشان ازدواج کنند تا زمین از مالکیت آن قبیله منتقل نشود. به همین دلیل هیچ ملتی نمی تواند سرزمین های اسرائیل را بخرد؛ هیچ قبیله ای نمی تواند زمین های قبیله ای دیگر را خریداری کند و از طریق ازدواج آن ها را به ارث ببرد. بنابراین محصول زمین می تواند برای مدتی فروخته شود اما زمین در جشن یوبیلی دوباره به قبیله بازگردد.

 

بنابراین ملت ها ظرفیت معتبری برای ازدواج دارند که مقدم بر کلیسا است و مستقل از آن است. از کتاب مقدس کاملا اجتناب ناپذیر است که ازدواج نهادی بود که خدا مقرر کرده بود، پیش از کلیسا و همه ملت ها را تحت قوانین خدا در بر می گرفت. بنابراین کلیسا به سادگی نمی تواند حق ازدواج را برای خود محفوظ نگه دارد. نمی تواند بگوید ازدواج های خارج از کلیسا نامعتبر هستند. تصور کنید این سردرگمی کامل را؛ هیچ حقوق یا احترامی در قانون وجود ندارد. کل مسئله جانشینی و مشروعیت ارث از همین واقعیت نشأت می گیرد. بنابراین ازدواج یک آیین یا آیین مقدس کلیسا نیست و کلیسا نمی تواند به طور انحصاری آن را صادر کند.

 

آیین های آخر (تعطیل افراطی)

سیستمی که ما آن را آخرین آیین ها می نامیم، آموزه ای غیرکتاب مقدسی است که از مفهوم کنترل کلیسا بر روح انسان پس از مرگ نشأت می گیرد. کلیسا البته چنین قدرتی ندارد چون نام کسانی که در آسمان نوشته شده اند فقط همین است – نوشته شده در آسمان. رستاخیز مردگان به دو دسته تقسیم می شود: رستاخیز اول و دوم. اولین رستاخیز شامل مردگان زنده شده ای است که در مکاشفه ۲۰:۴-۶ توصیف شده اند. این ها قدیسانی هستند که به فرمان های خدا و ایمان یا شهادت مسیح، یعنی عیسی مسیح، (مکاشفه ۱۲:۱۷؛ ۱۴:۱۲؛ ۲۲:۱۴ (به ویژه KJV مراجعه کنید)) اطاعت کرده اند. رستاخیز اول شامل دو نوع است: ۱۴۴٬۰۰۰ نفر (مکاشفه ۷:۲-۸) و جمعیت عظیم (مکاشفه ۷:۹). این افراد آشکارا ارواح هستند (مرده زنده شده) چون هیچ انسانی نمی تواند خدا را ببیند. دیدن خدا از نظر فیزیکی غیرممکن است. آن ها جمعیت عظیمی هستند که در کنار ۱۴۴٬۰۰۰ نفر دور تخت خدا ایستاده اند. تمام موجودات دیگر به رستاخیز دوم مردگان واگذار شده اند (مکاشفه ۲۰:۷-۱۵).

 

کلیسا هیچ اختیاری بر این فرایند ندارد جز اینکه وضعیت گناهی را که ممکن است در آن درگیر شوند، برای افراد آشکار کند. کلیسا سعی می کند از این موضوع سود ببرد و می گوید برخی افراد در برزخ هستند. آموزه برزخ از بت پرگان ها آمده اما در آثار آپوکریفری نیز آمده است. چیزی شبیه مفهوم برزخ در آنجا وجود دارد، اما هیچ ارتباطی با کتاب مقدس ندارد. کل مفهوم داشتن قدرت دادن به مراسم آخر به کسی این است که بگویی: «با برکت کلیسا، پسرم، می توانی وارد فلان مکان شوی.» هیچ پایه کتاب مقدسی برای این موضوع وجود ندارد.

 

پولس این کار را در اول قرنتیان ۵:۵ انجام داد تا فرد نجات یابد. مفهوم این بود که فردی را خارج از کلیسا قرار دهند تا به او آگاه شود که گناه خودش او را خارج از بدن عیسی مسیح قرار داده و در رستاخیز اول نخواهد بود. پس این کار با هم وطنی که با همسر پدرش زندگی می کرد انجام شد و نمونه بارزی از آموزه ملت هایی است که به کلیسای قرنتیان فراخوانده شدند.

 

بعید است که پدر در زمان عضویت در کلیسای کورینت ازدواج کرده باشد. او فوت کرد و سپس پسرش همسر پدرش را گرفت و با او رابطه داشت. پولس گفت حتی غیر یهودیان هم این کار را نکردند. قرنتیان فکر می کردند کار خوبی است که او انجام می دهد، اما پولس گفت که این کاملا خلاف شریعت است. او را از کلیسا بیرون کردند تا به گناهش آگاه شود. کلیسا قدرت حذف او از رستاخیز اول را نداشت؛ او به خاطر گناهش که نقض قانون بود، برکنار شد.

 

به نظر می رسد زناکار توبه کرده و دوباره وارد کلیسا شده است. با این حال، کلیسا هیچ اختیاری برای اجازه یا کنترل فردی در لحظه مرگ از ورود به هر وضعیتی پس از مرگ ندارد. به عنوان مسیحیان، می دانیم پس از مرگ وجود آگاهانه ای وجود ندارد. مفهوم اینکه ارواح به بهشت می روند، آموزه ای از گنوسی ها و فرقه های اسرارآمیز بود. جاستین شهید معتقد بود که این تمایز راهی است که می توانیم مسیحیان را از غیرمسیحیان تشخیص دهیم (جاستین شهید، گفت وگو با تریفو، فصل ۸۰؛ همچنین به مقاله رستاخیز مردگان (شماره ۱۴۳) مراجعه کنید).

 

آموزه روح علی رغم شواهد کتاب مقدس، بخشی جدایی ناپذیر از نظام ارتدکس شد، زیرا می توانست برای کنترل فرد توسط کلیسا به دلایل قدرتی فراتر از دولت استفاده شود. هدف کلیساها در آن زمان اعمال قدرت فراملی (بین المللی) بود؛ و این هنوز هم هدف آن هاست. در حال حاضر یک کشمکش قدرت بین کلیسای کاتولیک رومی، نظم نوین جهانی و نظام اروپایی برای کنترل جهان در جریان است. کمونیست ها بخشی از آن نظام بودند و چینی ها اکنون وارد این مبارزه شده اند. آن ها و آسیا وارد مبارزه برای کنترل جهان تحت آن نظام خواهند شد. کلیسای کاتولیک رومی تلاش می کند با استفاده از تعداد خود نیروی غالب باشد اما همان طور که از کتاب مکاشفه می دانیم، شکست خواهد خورد و بسیاری از مردم در این مسیر آسیب خواهند دید.

 

کلیسای خدا هیچ کنترلی بر جایگاه فرد پس از مرگ ندارد. مسئله حذف گناه از طریق اعتراف و بخشش تنها به تعمید و توبه مربوط می شود. بخشش مداوم گناه، مسئله ای است بین فرد و خدا از طریق مسیح مسح شده اش، عیسی مسیح. سر هر انسان مسیح است و سر مسیح خدا است (اول قرنتیان ۱۱:۳).

 

کلیسا نمی تواند کسی را از هیچ گناهی مبرا کند. این آموزه کلیسای کاتولیک است و در قرن بیستم در ایالات متحده آمریکا وارد کلیساهای خدا شد. پیشنهاد این است که کلیسا می تواند قانونی یا تصمیمی اداری وضع کند که فرد را از مسئولیت های ذکر شده بر فرد تعمید یافته تحت عهد عتیق و عهد جدید معاف کند. کلیسا نمی تواند این کار را انجام دهد. ما مستقیما در برابر عیسی مسیح مسئول رابطه مان با خدا تحت شریعت هستیم و به خاطر رابطه مان با عیسی مسیح و فقط همین رابطه، در اولین رستاخیز ایستاده یا سقوط می کنیم. ما نمی توانیم رابطه ای با عیسی مسیح داشته باشیم مگر اینکه خداوند پدر برتر باشد. خدای یگانه و حقیقی موضوع و مرکز پرستش ماست. پیش شرط اساسی برای داشتن رابطه با عیسی مسیح این است که ما توسط خداوند پدر فراخوانده شویم.

 

آیین های آخر، چه به عنوان تفریح افراطی و چه به عنوان تدفین، مناسک مقدس کلیسا نیستند. آن ها محدود به کلیسا نیستند و تعیین نمی کنند که پس از مرگ چه بر سر فرد بیاید. موسی به دست انسان ها دفن نشد. او دفن نشد، اما موسی در اولین رستاخیز حضور خواهد داشت. موسی حدود ۱۳۰۰ سال پیش از کلیسای عهد جدید وجود داشت. ابراهیم نیز پیش از کلیسا بود و در اولین رستاخیز حضور خواهد داشت. او توسط هیچ کشیشی جز پسرانش دفن نشد. بنابراین دفن وظیفه کسانی است که جسد را به احترام به خاک می سپارند.

 

برای دفن هیچ کسی، لازم نیست فرد عضو کلیسای خاصی باشد یا کشیش باشد. این وظیفه دولت به دلایل سلامتی و احترام فرد مربوطه است که توسط گروه در دفن جسد به زمین منتقل می شود. نفش (روح) که آن را کنترل می کند، به خدایی که آن را داده بازمی گردد (مجمع ۱۲:۷). کتاب مقدس می گوید مردگان هیچ چیز نمی دانند (کلیسای ۹:۵). کلیسا نمی تواند آیین دفن را به خود یا از طریق آیین دفن کسی ادعا کند تا به این ترتیب جایگاهی به آن فرد منتقل کند.

 

عشای ربانی

آموزه عشای ربانی یا عشای ربانی بر اساس آموزه ای کلیسایی است که قربانی شام خداوند می تواند از جشن سالانه پسح به مراسم هفتگی منتقل شود. این موضوع بر اساس سردرگمی مراسم شام ربانی و خوردن نان شوو است که وظیفه ای بود که برای لاویان محفوظ بود. این تلاشی است برای تثبیت آموزه نیکولایی ها و نظام لاویان در کلیسای مسیحی.

 

نان شیو، که نان مقدس نامیده می شود (۱ سموئی، ۲۱:۶) هدف خاصی داشت. این آیین در لاویان ۲۴:۵-۹ آمده است.

لاویان ۲۴:۵-۹ و تو آرد مرغوب را برمی داری و دوازده کیک از آن می پزی: دو دهم کیک در یک کیک خواهد بود. ۶ و آن ها را در دو ردیف، شش ردیف در یک ردیف، بر میز پاک پیش خداوند قرار دهی. ۷ و بر هر ردیف کندر پاک بگذار تا بر نان به عنوان یادبود، نذری آتش به خداوند باشد. ۸ هر شنبه آن را پیش خداوند مرتب خواهد کرد،  از بنی اسرائیل به واسطه پیمانی ابدی گرفته شده اند. ۹ و این خانه متعلق به هارون و پسرانش خواهد بود؛ و آن را در مکان مقدس خواهند خورد: زیرا برای او مقدس ترین نذورات خداوند است که با آتش به وسیله قانون جاودان تقدیم شده است. (KJV)

 

فرزندان اسرائیل مقرره ای برای تأمین غذا برای نان شووبرد دارند اما نان شیوبرد برای کاهنان محفوظ بود. شش نان در یک طرف و شش نان در طرف دیگر بود – در مجموع دوازده نان. آن ها نماینده ملت های اسرائیل بودند و مشتاقانه منتظر عملکرد کلیسا بودند.

 

این آیین به روز شنبه یا شنبه مرتبط است. آن را بر روی میزی از نان شیوبرد قرار دادند (خروج ۴۰:۲۲-۲۳). اولین آیین مربوط به خیمه بود، و یک میز و یک چراغ راهنما. معبد زیر نظر سلیمان ده چراغ با هر کدام یک میز داشت.

 

نان شوهر همیشه پیش خداوند نگه داشته می شد (خروج ۲۵:۲۹-۳۰؛ دوم مسیح ۲:۴).

خروج ۲۵:۲۹-۳۰ و ظرف ها و قاشق ها و روکش ها و کاسه های آن را بساز تا با آن ها بپوشانی: آن ها را از طلای خالص می سازی. ۳۰و همیشه نان را پیش من بر سر سفره بنشان . (KJV)

شیرینی بسیار مهم و مقدس بود. این به سبت مرتبط بود. ما نمی توانیم جشنواره ای داشته باشیم که یکشنبه ها ویفر می خوریم و بگوییم این موضوع ربطی به مناسک کتاب مقدس دارد. همچنین، ما نمی توانیم از Shewbread به دلایل دیگری استفاده کنیم.

 

نان شیوبرد از مالیات سالانه سرانه که طبق نحمیا ۱۰:۳۲-۳۳ وضع می شد، تأمین می شد. این کتاب توسط لاویان تهیه شده بود (اول مسیحیان ۹:۳۲؛ ۲۳:۲۹). ما به سادگی نمی توانیم آن را بخریم یا کسی جز یک لاوی آن را بسازد. این موضوع به این اشاره داشت که فرقه ملکیصدق وظیفه کاهنی در کلیسا را بر عهده گرفت، همان طور که از داوود می بینیم. شام سالانه خداوند جشنی بود که این جنبه را تثبیت می کرد.

 

وضعیت آن در خیمه بر اساس خروج ۲۶:۳۵ و ۴۰:۲۲ تعیین می شود. این مبلمان همچنین در خروج ۳۷:۱۶ و اعداد ۴:۷ آمده است. روند تقدیس میز شیوبرد در خروج ۳۰:۲۶-۲۹ آمده است.

خروج ۳۰:۲۶-۲۹ و با آن خیمه جماعت و صندوق شهادت را مسح  خواهی کرد، ۲۷ و میز و همه ظروف او، و شمعدان و ظروف و محراب عود، ۲۸ و محراب قربانی سوختن را با همه ظروف و لش و پایش. ۲۹ و آن ها را تقدیس خواهی کرد،  تا مقدس ترین باشند: هر آنچه به آن ها برسد، مقدس خواهد بود. (KJV)

 

این یک مفهوم جالب است. تنها چیز مقدسی است که می تواند آنچه آلوده شده را مقدس کند. آیه ای هست که می پرسد: «اگر آنچه مقدس است به چیزی ناپاک دست بزند، آیا آن مقدس خواهد بود؟» پاسخ «خیر» است، به جز این اشیاء در خیمه. برداشتن میز شوبرد در اعداد ۴:۷،۱۵ آمده است. هیچ نمی توانست به این چیزها دست بزند و به خطر مرگ باشد. فقط یک لاوی می توانست آن را لمس کند. داوود نان شیوبر را به طور نامشروع خورد (اول شمود ۲۱:۶؛ متی ۱۲:۳-۴؛ مرقس ۲:۲۵-۲۶؛ لوقا ۶:۳-۴). چرا دیوید اجازه داشت آن را بخورد؟ زیرا به چیزی دیگر اشاره داشت که قرار بود توسط غیرلاویان خورده شود.

 

کاهنان بدین ترتیب نان شوو و در مجموع هشت ماده را خوردند. متن لاویان ۷:۹ به نذورات گوشتی اشاره دارد (عبرانی. منها) که همچنین متعلق به کاهنان برای خوردن است، به جز بخش یادبود (لاویان ۲:۴-۱۰). پولس از این مفاهیم استفاده می کند (رجوع شود به اول قرنتیان ۹:۱۳-۱۴) و این مفهوم پایه و اساس غلاطیان ۶:۶ را تشکیل داد.

 

به عبارت دیگر، معلم توسط آنچه در همه امور نیک آموزش داده می شود، حمایت می شود؛ و این اشاره ای بود به الزام سپردن بخش لاوی به کاهنان. کسانی که می گویند پولس در غلاطیان قانون را لغو می کرد، غلاطیان را درک نمی کنند. او درباره چیز کاملا متفاوتی صحبت می کرد. به مقاله  «آثار حقوق» – یا MMT (شماره ۱۰۴) مراجعه کنید.

 

این مفاهیم همچنین به ساختار نذورات خیمه مقدس مرتبط بودند که می بینیم:

          ۱. قربانی های سوخته (لاویان ۱:۳-۱۷)؛

          ۲. نذورات (لاویان ۲:۱-۱۶)؛

          ۳. نذورات صلح (لاویان ۳:۱-۱۷)؛

          ۴. قربانی های گناه (لاویان ۴:۱ تا ۶:۷).

 

قانون نذورات در این ترتیب قرار گرفت:

          ۱. قربانی های سوخته (لاویان ۶:۸-۱۳)؛

          ۲. نذورات غذا (لاویان ۶:۱۴-۲۳)؛

          ۳. قربانی های گناه (لاویان ۶:۲۴ تا ۷:۱۰)؛

          ۴. نذورات صلح (لاویان ۷:۱۱-۳۴).

 

این روند در تقسیم وظایف کشیش و مردم عادی یافت می شد که نتیجه تمایز موجود در شریعت بود. این  یک مفهوم عهد جدید نیست. مسیح این تمایز را کنار گذاشت. این موضوع به نقش کلیسا در تقدیس ملت اشاره دارد.

 

این تمایز در میان کشیش و غیرروحانی همچنین اساس آموزه نیکولایی ها را تشکیل داد که در واقع بر اساس تمایز و سوءاستفاده حکومت می کرد و نمایانگر دانش یک طبقه نسبت به طبقه دیگر بود؛ یعنی یک گنوسیس از طریق دانش و قدرت بیشتر که یک طبقه کشیش و یک طبقه غیرکشیش ایجاد می کند.

 

عهد عتیق در لاویان ۳:۱-۱۷ قوانین مربوط به قانون قربانی و قربانی را برای مردم وضع کرد. دستورالعمل های مشخص و کامل تری به کاهنان داده شد، علاوه بر دستوراتی که به مردم داده شد (رجوع کنید به لاویان ۳:۱-۱۵). این موضوع در قانون قربانی گناه (لاویان ۶:۲۴-۳۰؛ مقایسه با ۴:۲۴-۳۱) و قانون قربانی تجاوز (لاویان ۷:۱-۱۰؛ مقایسه کنید با ۵:۱-۱۳) نیز چنین بود.

 

از ساختار بالا می بینیم که قربانی صلح قبل از قربانی گناه است اما قانون نذورات می گوید قربانی صلح در آخر قرار دارد. این تمایز به این دلیل است که به عشای ربانی پیشکش کننده مربوط می شود و این در پایان فرایند رخ می دهد. بنابراین نشان داده می شود که عشای ربانی نمایانگر فرایندی است که از «دانش کامل از همه آنچه انواع پیش بینی می کنند» سرچشمه می گیرد. تا زمانی که گناه و خود را به پایان نرسانیم، نمی توانیم از مسیح لذت ببریم» (کتاب مقدس همراه، تا لاویان ۷:۱۱). پاورقی دو نکته را به ما می گوید: آن ها به نان شیرین و نظام نذورات برای ارتباط با عشای ربانی نگاه می کردند؛ و فرآیند اهمیت نظم قربانی را در ارتباط با اجتماع فرد و آشتی نذرکننده درک می کردند. شکی نیست که همه ما درباره یک موضوع صحبت می کنیم.

 

بنابراین کل فرایند قربانی پیش بینی مسیح و کلیسای برگزیدگان را به عنوان نائوس یا قداس قدیس در معبد خدا پیش بینی می کرد (اول قرنتیان ۳:۱۶). نمادگرایی حذف گناه در جشن عید فصح و نان بی خمیر توسط پولس در اول قرنتیان ۵:۷-۸ بررسی شده است.

۱ قرنتیان ۵:۷-۸ خمیرمایه قدیمی را پاک کن تا شاید توده ای جدید باشی، چون واقعا خمیرمایه نداری. زیرا مسیح، بره عید پاک ما، قربانی شده است. ۸، پس بیایید جشن را نه با خمیرمایه قدیمی، خمیرمایه کینه و شر، بلکه با نان بی خمیر صداقت و حقیقت جشن بگیریم. (RSV)

 

پولس از قرنتیان به عنوان نمونه ای از گناهی که باید از کلیسا پاک می شد، استفاده می کرد. این فرایند مقدمه ای برای عید پسح بود. همه چیز با گرفتن شام خداوند آغاز شد. پل رفتار آن ها را در عید پسح نقد کرد. آن ها مست می شدند و مهمانی می گرفتند. او به آن ها گفت هنگام صرف شام ربانی نباید غذا بخورند و بنوشند. این یک مجمع باشکوه است. با این حال، کل این جشن سرشار از شادی و شادی است. ما باید بیرون از اتاقی که شام خداوند را می خوریم غذا بخوریم. «زندگی کردن مانند یک کورینتیان» ضرب المثل آن زمان بود، به این معنا که آن فرد «کبد بالا» بود.

 

تنها در معبد آرتمیس در قرنت، هزار معبد وجود داشت و ساختار به گونه ای بود که آن ها مجبور بودند در طول آماده سازی برای عید فصح، تمام گناهان زندگی خود را از بین ببرند. پس مفهوم حذف گناه و عشای ربانی تابعی از عید فصح در چارچوب نقشه خدا بود. این کار به معنای نان خمیرمایه و سپس پنطیکاست بود و نمی شد آن را به هفته یا نان شیوبرد محدود کرد چون اهمیت کامل آن از بین رفته بود. قربانی ها به سوی مسیح نگاه می کردند و از قربانی های اولیه ای که شوبرد بخشی از آن بود، فاصله می گرفتند.

 

بدین ترتیب گناه در دوره منتهی به شام خداوند برداشته می شود. عید فصح و نان خمیرمایه به لطف قربانی مسیح به عنوان قربانی پسح هنگام مصلوب شدنش ممکن شده اند. شب پسح (یا شبی که باید بسیار به یاد آورده شود) به رهایی از بردگی به گناه و سپس به اسارت مسیح نگاه می کند (نگاه کنید به مقاله «شبی که بسیار به یاد آورده شود» (شماره ۱۰۱)). «نان خمیرمایه»  حالت بی گناهی را که در انتظار روح القدس است، به تصویر می کشد. هدیه موج دار (نگاه کنید به مقاله «نذر موج شیف» (شماره ۱۰۶ب)) صعود و پذیرش مسیح توسط خدا را گرامی می دارد. پنطیکاست، که پنجاه روز از نذر موج دسته شمرده می شود (نگاه کنید به کاغذ پنطیکاست در سینا (شماره ۱۱۵))، سپس نمایانگر اولین برداشت برگزیدگان است.

 

چراغ برج نخستین با نان شیوبرد به سمت معبد اشاره داشت و ده چراغ راهنما به صورت ترکیبی به مسیح، هفت کلیسا و دو شاهد اشاره داشتند. بنابراین نمادگرایی را نمی توان از سبت و طرح نجات جدا کرد.

 

بنابراین مسئله دو عنصر دارد. ما نمی توانیم نان شوبرد را در روز یکشنبه به عنوان عشای ربانی بنامیم، و انتظار داشته باشیم که اصلا معنایی داشته باشد. ما باید کل ماجرا را به عنوان ترکیبی که به مسیح به عنوان شام ربانی اشاره می کند و سپس به جشن نان بدون خمیر اشاره دارد، درک کنیم.

 

نان شیوبر (همراه با قربانی ها به طور کلی) برای کاهنان لاوی محفوظ بود. با این حال، برگزیدگان نماینده کاهنی جدیدی بودند – کاهنی ملکیصدق – که برای مسیح که کاهن اعظم آن بود، منصوب و دریافت می شد (مزمور ۱۱۰:۴؛ عبرانیان ۵:۶،۱۰؛ ۶:۲۰؛ ۷:۱۰-۲۱). ملکیصدق نقشی کفاره بخش است. کل مفهوم همچنین با قربانی ها مرتبط است.

 

داوود که از لاوی نبود، با عملش نشان داد که گسترش کاهنی به اسرائیل به طور کلی از طریق مسیح را پیش بینی می کند. عشای ربانی به عنوان یک عشای ربانی هفتگی به قانون عهد عتیق درباره نان شیوبرد که بخشی از قربانی است، پیوند خورده است. نمی توانیم بگوییم قربانی در عیسی مسیح حذف شده و سپس بگوییم خوردن نان (ویفرها) در عشای ربانی ضروری است.

 

تمایز بین کاهنی و مردم در این عمل مضحک است، زیرا این تمایز، اگر اصلا وجود داشته باشد، قطعا با کاهنی لاوی حذف شده است. کاهنی لاویان برداشته شد، هفتاد نفر کشیش شدند و روح القدس را در پنطیکاست دریافت کردند. پس از فرمان ملکصیدک، کاهنی کاملا جدیدی ایجاد شد. همه کاهن بودند و همه از تمام قربانی نان و شراب بهره مند شدند. ما نمی توانیم فقط نان بخوریم و شراب را ننوشیم. کاتولیک های رومی آموزش می دهند که فقط کشیش ها شراب را می نوشند. کاتولیک های انگلیکان با هم شراب و نان می خورند. بنابراین، عشای ربانی حتی یک آموزه رایج در کلیساهای جریان اصلی نیست. ما نمی توانیم بخشی از بدن مسیح باشیم مگر اینکه خون او را بنوشیم و گوشتش را بخوریم.

 

این تمایز در مسیح حذف شد. کل این فرایند به سوی عید فصح مرگ و رستاخیز مسیح اشاره داشت.

 

برگزیدگان باید از این نان بخورند و شراب را به یاد مسیح و به عنوان شرط زندگی جاودان بنوشند (یوحنا ۶:۵۳-۶۳). نکته مورد مناقشه، میزان برگزاری مراسم است. این مراسم با عید فصح مرتبط بود و مراسم شستن پا را نیز در بر می گرفت (نگاه کنید به یوحنا ۱۳:۳-۱۷ و اسناد اهمیت نان و شراب (شماره ۱۰۰)؛ اهمیت شستن پا (شماره ۰۹۹) و شام خداوند (شماره ۱۰۳).

 

کاملا واضح است که مسیح از یک استعاره معنوی استفاده می کند، اما او درباره عید فصح صحبت می کند. سپس توضیح می دهد که شراب و نان جایگزین بدن و خونش می شوند. ما نمی توانیم یکی را بدون دیگری داشته باشیم. بنابراین، یک کاتولیک رومی که در عشای ربانی شراب نمی گیرد، به هر حال نمی تواند وارد پادشاهی آسمان شود. مراسم عشای ربانی کاتولیک هیچ زندگی ابدی به هیچ دریافت کننده ای نمی بخشد، زیرا در دو عنصر کمبود دارد؛ یکی از آن ها شراب است که فقط توسط کشیشان مصرف می شود.

 

شام ربانی مکان مناسبی برای این روند است. شستن پا بخش جدایی ناپذیر مراسم است و با خوردن نان و نوشیدن شراب مرتبط است – نمی توانیم این سه عنصر را از هم جدا کنیم. بنابراین، عشای ربانی یک آیین مقدس کلیسا نیست.

 

اسرار مقدس کلیسا

واقعیت این است که کلیسا فقط دو آیین مقدس دارد. این ها تعمید و شام خداوند هستند.

 

اولین قربانی کلیسا: تعمید

مسیح قطعا توسط یوحنا تعمید یافته بود و احتمالا رسولان نیز تعمید یافته بودند (نگاه کنید به متی ۳:۱-۱۷). با این حال، تعمید یوحنا صرفا از روی توبه بود و توسط مسیح و رسولان تکرار شد، کسانی که همزمان با یوحنا تعمید گرفتند، یعنی تا پس از عید فصح سال ۲۸ میلادی (یوحنا ۳:۲۲-۲۴) که سپس یحیی زندانی شد (متی ۴:۱۲،۱۷). مسیح خودش تعمید نداد (یوحنا ۴:۲).

 

تعمید یوحنا مقدمه ای برای غسل تعمید روح القدس بود (اعمال رسولان ۱:۵-۱۱). این اتفاق تا پنطیکاست (اعمال رسولان ۲:۱-۳۶) رخ نداد. این به ما نشان می دهد که عمل تعمید به خودی خود روح القدس را اعطا نکرده است. عمل روح القدس هدیه ای از فیض خدا بود که منجر به پذیرش عیسی مسیح در آسمان شد. رسولان مدت ها قبل از دریافت روح القدس تعمید یافته بودند. نه تنها تعمید یافته بودند، بلکه خودشان نیز به دستور عیسی مسیح تعمید می گرفتند و هنوز روح القدس را دریافت نکرده بودند. آن ها در حال غسل تعمید برای دریافت روح القدس بودند. تعمید پیش شرط لازم برای دریافت روح القدس است. این تعمید جایگزین تعمید یوحنا شد (اعمال رسولان ۱۹:۱-۷).

اعمال رسولان ۱۹:۱-۷ و چنین شد که در حالی که آپولوس در قرنت بود، پولس پس از عبور از سواحل بالایی به افسوس آمد و شاگردانی یافت، به آنان گفت: آیا از زمانی که ایمان آوردید، روح القدس را دریافت کرده اید؟ و به او گفتند: ما حتی نشنیده ایم که آیا روح القدس وجود دارد یا نه. ۳ و به آنان گفت: پس به چه تعمید داده شدید؟ و آن ها گفتند: «به غسل تعمید یحیی.» ۴آنگاه پولس گفت: «یوحنا واقعا با تعمید توبه غسل تعمید داد و به مردم گفت که باید به او که پس از او خواهد آمد، یعنی به عیسی مسیح، ایمان بیاورند.» ۵ وقتی این را شنیدند، به نام خداوند عیسی تعمید یافتند. ۶ و وقتی پولس دست بر آنان گذاشت، روح القدس بر آنان آمد؛ و آن ها با زبان ها سخن گفتند،  و پیشگویی کرد. ۷ و همه مردان حدود دوازده ساله بودند. (KJV)

 

آن ها به بدن عیسی مسیح تعمید نیافته بودند؛ آن ها به توبه یحیی تعمید داده شدند. پس ما می توانیم تعمید بگیریم و تعمید ما واقعا قانونی نباشد. ما باید به طور خاص در بدن عیسی مسیح تعمید بگیریم و نه در هیچ فرقه یا فرقه ای. کلیسا از طریق نمایندگانش روح القدس را طلب کرد و سپس وارد این مردم شد. این مفهوم کلی تعمید یحیی را کنار زد و این نظام پیش درآمدی برای ورود روح القدس به افراد بود.

 

این وظیفه به عنوان مسئولیتی بر عهده برگزیدگان بود تا شاگردان همه ملت ها شوند. در واقع این تنها وظیفه یا مأموریت مستقیم است که به کلیسا داده شده است.

متی ۲۸:۱۹-۲۰ پس بروید و همه ملت ها را شاگردان کنید و آن ها را به نام پدر و پسر و روح القدس تعمید دهید و به آنان بیاموزید که همه آنچه را که به شما فرمان داده ام، رعایت کنند؛ و آنگاه من همیشه تا پایان عصر با شما هستم.» (RSV)

 

این وظیفه تعمید بر توبه به عنوان یک بزرگسال در برابر خدا استوار است. این موضوع در مقاله «توبه و تعمید» (شماره ۰۵۲) مورد بحث قرار گرفته است.

 

بنابراین غسل تعمید نخستین آیین مقدس کلیسا است و از طریق آن روح القدس عمل می کند و شاگردانی از همه ملت ها تشکیل می شوند. این دوازده مرد به این دلیل شاگرد شدند که مایل بودند در بدن عیسی مسیح تعمید یابند و مایل بودند عیسی مسیح را دنبال کنند و روح القدس به دعوت آن ها احترام گذاشت.

 

دومین قربانی کلیسا: شام ربانی

دومین آیین مقدس کلیسا، شام ربانی است. مگر اینکه برگزیدگان خون را بنوشند و بدن مسیح را بخورند، نمی توانند وارد پادشاهی خدا شوند (یوحنا ۶:۵۳-۵۸). بنابراین شراب بخش جدایی ناپذیر شام خداوند برای هر فرد است و نمی توان آن را واگذار یا لغو کرد. بنابراین مفهوم عشای ربانی از چندین جهت نادرست است. این موارد عبارتند از:

۱. نان شیرین به روز شنبه متصل است و بنابراین به یکشنبه یا هیچ روز دیگری منتقل نمی شود.

۲. نان شیوبرد بخشی از قربانی هاست و به سوی شام خداوند و کاهنی روحانی اشاره دارد.

۳. شام خداوند به شستن پا گره خورده است.

۴. هر دو نان و شراب باید توسط شرکت کننده مصرف شوند.

۵. شام ربانی به عید فصح مرتبط است و نه به عید پاک بت پرستانه و نه به شنبه هفتگی منتقل نمی شود (نگاه کنید به روزنامه عید فصح (شماره ۰۹۸)).

 

موارد فوق پنج استدلال محکم کتاب مقدسی هستند که کل مفهوم اینکه شام ربانی می تواند به هر روزی منتقل شود و عشای ربانی جایگزین آن می شود را رد می کنند؛ یا اینکه شام خداوند در زمان مناسب، یعنی در عید فصح، به جز شام خداوند عمل می کند.

 

بنابراین تنها دو آیین مقدس کلیسا وجود دارد. بقیه آیین هایی هستند که ممکن است توسط کلیسا انجام یا اجرا شوند. کلیسا ممکن است با مردم ازدواج کند، مردم را دفن کند، با گناه روبرو شود، گناه را سرزنش کند یا با مشکلات دیگر روبرو شود، اما کلیسا هیچ مقدسی ندارد که بتواند بر کسی جز این دو نفر تحمیل کند. این دو برای میراث زندگی ابدی ضروری اند و بدون این دو آیین مقدس نمی توانیم در پادشاهی خدا باشیم و نمی توانیم در رستاخیز اول شرکت کنیم.

 

کلیسای کاتولیک این واقعیت را درک نمی کند. به همین دلیل است که کلیساها در روزهای اخیر بیشترین تعداد افرادی را خواهند داشت که ادعا می کنند عیسی مسیح خداوند است و در عین حال کمترین تعداد را در پادشاهی خدا دارند.

q