کلیساهای مسیحی خدا

شماره ۱۰۳

No. 103

 

 

 

 

شام خداوند

(نسخه ۲.۰ ۱۹۹۵۰۴۱۳-۱۹۹۸۱۲۲۶-۲۰۰۸۰۱۲۰)

 

این مقاله به بررسی معنای پیچیده پشت آیین شام خداوند می پردازد. روز آماده سازی و عید فصح توضیح داده می شود. ترتیب شستن پا و نان و شراب همان طور که اجرا می شوند شرح داده می شود. ارتباط با خروج و عید فصح نیز توضیح داده می شود. خون عهد جدید و ورود کاهن اعظم  که مسیحا بود به قدس القداس پیش درآمدی است که همه ما پسران خدا شدیم. معنای نمادگرایی پسح در ارتباط با متون دیگر بررسی می شود. متون یوحنا ۱۴ و یوحنا ۱۷ توضیح داده شده اند.

 

 

 

 

Christian Churches of God

PO Box 369 Woden, ACT 2606, Australia

 

ایمیل: secretary@ccg.org

 

(کپی رایت ã ۱۹۹۵، ۱۹۹۶، ۱۹۹۸، ۲۰۰۸ وید کاکس)

(ترجمه ۲۰۲۶)

 

این مقاله را می توان به صورت رایگان کپی و توزیع کرد، به شرطی که به طور کلی و بدون هیچ تغییر یا حذفی کپی شود. نام و آدرس ناشر و اطلاعیه حق نشر باید درج شود.  هیچ هزینه ای از دریافت کنندگان نسخه های توزیع شده دریافت نمی شود.  نقل قول های کوتاه می توانند در مقالات انتقادی و نقدها بدون نقض حق نشر گنجانده شوند.

 

این مقاله از صفحه وب جهانی قابل دسترسی است:
http://www.logon.org و http://www.ccg.org

 


شام خداوند



 

این شب احتمالا مقدس ترین مناسبت سال تقویم خدا است، زیرا این سالگرد مرگ پروردگار و نجات دهنده ما، عیسی مسیح است. ما این مراسم را به یاد مرگ مسیح برگزار می کنیم. بخش های زیر منشأ این مراسم و مراسم آن را توضیح می دهند.

لوقا ۲۲:۷-۱۶ سپس روز نان بدون خمیر فرا رسید که در آن باید بره پسح قربانی می شد. ۸ پس عیسی پطرس و یوحنا را فرستاد و گفت: «بروید و عید فصح را برای ما آماده کنید تا آن را بخوریم.» ۹ به او گفتند: «کجا می خواهی آن را آماده کنیم؟» ۱۰  به آنان گفت: «بنگرید، وقتی وارد شهر شدید، مردی با کوزه ای آب به استقبال شما خواهد آمد؛ او را دنبال کنید و وارد خانه ای شوید که وارد  آن می شود،  ۱۱ و به صاحب خانه بگویید: «معلم به شما می گوید، اتاق مهمان کجاست، جایی که من باید عید فصح را با شاگردانم بخورم؟» ۱۲ و او یک اتاق بزرگ بالایی مبله به شما نشان خواهد داد؛ آنجا آماده شوید.» ۱۳ و رفتند و آن را یافتند، همان طور که او گفته بود؛ و عید فصح را آماده کردند. ۱۴ و وقتی ساعت رسید، او بر سر سفره نشست و رسولان نیز با او بودند. 

 

برخی فرض کرده اند که این ساعت برای خوردن عید فصح است، اما این درست نیست.

۱۵  و به آنان گفت: «من با تمام وجود آرزو داشتم این عید فصح را با شما بخورم پیش از آنکه رنج بکشم؛ ۱۶ زیرا به شما می گویم تا زمانی که در پادشاهی خدا کامل نشود، آن را نخواهم خورد.» (RSV)

 

مسیح صراحتا می گفت: «واقعا می خواهم این عید فصح را با تو بخورم قبل از اینکه رنج بکشم، اما به تو می گویم تا زمانی که در پادشاهی خدا کامل نشود، آن را نمی خورم.» لوقا ۲۲:۷-۱۶ به چند روش مختلف برای دور زدن این متن ترجمه شده است. مسیح  وعده پسح  را نخورد؛ بلکه یک وعده پسح خورد. واضح و ساده بیان شده است. می خواست با آن ها بخورد اما می دانست که مرده است. مسیح اینجا گفت که تا زمانی که در پادشاهی خدا کامل نشود، آن را نخواهد خورد. بنابراین مسیح مرگ خود را پیش از وعده غذایی واقعی پسح پیش بینی کرد. در واقع او بره پسح بود.

 

ما می دانیم که این روزها روزهای نان بدون خمیر است. این آغاز نان بدون خمیر بود، زمانی که عید فصح باید قربانی می شد.

 

در یوحنا ۶، مسیح معجزه تغذیه پنج هزار نفر با پنج نان و دو ماهی را انجام داد. نمادگرایی این بود که برگزیدگان با بردن در دوازده سبد نجات می یافتند. معجزه راه رفتن روی آب توسط مسیح به عنوان بخشی از نجات برگزیدگان انجام شد. پس از معجزات، مسیح گروه هایی را به دلیل موعظه اش از هم جدا کرد وقتی گفت: «مگر اینکه گوشت پسر انسان را بخورید و خونش را بنوشید، در شما زندگی نخواهید داشت. کسی که گوشت مرا بخورد و خونم را بنوشد، زندگی جاودان دارد و من او را در روز آخر برمی دارم» (یوحنا ۶:۵۳-۵۴).

 

آن سکانس مرحله ای حیاتی بود. کار بر عهده مسیح به علاوه دوازده نفر بود و یکی از آن ها یک شیطان بود. این فرایند پایین ترین مرحله کار بود. همه از استاد فاصله گرفتند. سپس کار بازسازی شد. می دانیم که مسیح بعدها هفتاد نفر را منصوب کرد و آن ها را فرستاد. ما می دانیم که شیاطین تحت تأثیر آن ها بودند و می دانیم که شیاطین این واقعیت را پذیرفته اند. این در آسمان نوشته شده است. می دانیم که هفتاد نفر به خدمت خود ادامه دادند. اما در این وعده غذا، فقط دوازده نفر بودند. هفتاد نفر کجا بودند؟ بقیه پیروان مسیح چه می کردند؟ چرا مسیح شام آخر را فقط با دوازده نفرش برگزار کرد؟

 

پاسخ های زیادی برای این مشکل وجود دارد. هفتاد نفر در پنطیکاست حضور داشتند. آن ها از کلیسا جدا نشده بودند. توضیح این است که باید وعده های غذایی پسح دیگری هم با گروه های دیگر در حال آماده سازی بوده باشد. مسیح تصمیم گرفته بود این وعده غذایی (آخرین غذای خودش) را با دوازده نفرش برگزار کند. هفتاد نفر باید عید فصح را جای دیگری برگزار کرده باشند. فعالیت هفتاد نفر جنبه ای متفاوت از کار را که پیش تر مورد توجه قرار نگرفته بود، باز می کند. هفتاد، شاگردان دیگرش، باید جایی آنجا باشند. با این حال، شام آخر بار دیگر به دوازده نفر کاهش یافت. با این حال، هفتاد نفر هنوز راهب بودند و تا پنطیکاست از این شام آخر فعالیت می کردند و رشد می کردند.

 

این به ما نشان می دهد که در کار از ادغام که او ساخته، گم و تثبیت شده، دوباره ساخته و دوباره تثبیت شده، نوساناتی وجود دارد – اما آن ها در گروه های مختلف بودند و کار ادامه داشت و در عین حال دوباره تثبیت می شد. بنابراین، این شام آخر معنایی کمی متفاوت از آنچه ابتدا در نظر گرفته شده بود دارد. وقتی به این شام آخر فکر می کنیم، به دوازده نفر فکر می کنیم. ما فرض نمی کنیم کسی دیگر وجود داشته باشد. با این حال، کتاب مقدس به ما می گوید که باید افراد دیگری هم بوده باشند. هفتاد نفر کشیش شدند و بزرگان عیسی مسیح بودند. کلیدهایی برای جنبه های دیگر کار در جایگذاری بزرگان و جایگذاری عید پسح و تکرار و توزیع آن وجود دارد. دلایل زیادی از آن ناشی می شود.

 

جشن نان بدون خمیر، هم روز آماده سازی و هم عید فصح را در این جشن گنجانده بود.

متی ۲۶:۱۷-۳۰ اکنون در روز اول نان بدون خمیرما، شاگردان نزد عیسی آمدند و گفتند: «کجا می خواهی برای خوردن عید فصح آماده کنیم؟» ۱۸  او گفت: «به شهر برو نزد فردی خاص و به او بگو: «معلم می گوید: وقت من فرا رسیده است؛ عید فصح را در خانه ات با شاگردانم برگزار خواهم کرد.'» ۱۹ و شاگردان همان طور که عیسی دستور داده بود، عمل کردند و عید فصح را آماده کردند. ۲۰ وقتی عصر شد، با دوازده شاگرد سر سفره نشست؛ ۲۱ و هنگامی که مشغول خوردن بودند، او گفت: «به راستی، به شما می گویم، یکی از شما به من خیانت خواهد کرد.» ۲۲ و آن ها بسیار اندوهگین شدند و یکی پس از دیگری به او گفتند: «آیا منم، ای خداوند؟» ۲۳  او پاسخ داد: «کسی که دستش را در ظرف با من فرو برده، مرا خیانت خواهد کرد. ۲۴ پسر انسان همان گونه است که درباره او نوشته شده، اما وای بر آن مردی که پسر انسان به واسطه او خیانت می کند! برای آن مرد بهتر بود اگر به دنیا نمی آمد.» ۲۵ یهودا که به او خیانت کرد، گفت: «آیا منم، استاد؟» او به او گفت: «تو این را گفته ای.» ۲۶ در حالی که آن ها مشغول خوردن بودند، عیسی نان برداشت و آن را برکت داد و شکست و به شاگردان داد و گفت: «بخورید، بخورید؛ این بدن من است.» ۲۷ و او پیامی برداشت و پس از شکرگزاری، آن را به آنان داد و گفت: «همه از آن بنوشید؛ ۲۸ زیرا این خون عهد من است که برای بخشش گناهان برای بسیاری ریخته می شود. ۲۹ به تو می گویم تا روزی که آن را با تو در پادشاهی پدرم نو بنوشم، دیگر از این میوه تاک نخواهم نوشید.» ۳۰ و وقتی سرودی خواندند، به کوه زیتون رفتند. (RSV)

 

این فعالیت، همان طور که اینجا آمده، در اولین روز جشن نان خمیرمایه انجام شد. در آن زمان، روز آماده سازی، چهاردهم، به عنوان اولین روز از هشت روز جشن نان بدون خمیر شمرده می شد، بنابراین در واقع این روز در روز آماده سازی برگزار شد. این روز آماده سازی، نمادگرایی جدیدی را ایجاد کرد که در آمادگی برای عید پسح آینده یافت می شود. چون خروج دوم و کاهنان جدید رخ خواهد داد (اشعیا ۶۶:۲۰-۲۱)، شام خداوند نماد آماده سازی کلیسا برای سلطنت هزارساله است.

۱ قرنتیان ۱۱:۲۳-۲۶ زیرا من از خداوند آنچه را که به شما رسانده بودم دریافت کردم، که خداوند عیسی در شبی که خیانت شد، نان گرفت، ۲۴ و وقتی شکرگزاری کرد، آن را شکست و گفت: «این بدن من است که برای شماست. این کار را به یاد من انجام بده.» ۲۵ به  همین ترتیب جام نیز پس از شام می گوید: «این جام عهد جدید در خون من است. این کار را به اندازه ای که آن را می نوشی، به یاد من انجام  بده.»۲۶ زیرا هر وقت این نان را می خوری و جام را می نوشی، مرگ خداوند را اعلام می کنی تا او بیاید. (RSV)

 

این شب مرگ خداوند را اعلام می کند تا زمانی که او به عنوان مراسمی که بر مسیحیان واجب است، بیاید.

 

کل فصل ششم یوحنا دنباله ای از نمادگرایی است که به آماده سازی و پسح منتهی می شود. در هر جمله از یوحنا ۶ معنای خاصی وجود دارد و اینکه چگونه همه را برای دعوت شان، جایگاه آن ها در میان برگزیدگان و قبایل به عنوان بخشی از ۱۴۴٬۰۰۰ نفر، و جمعیت تحت دوازده رسول به عنوان قضات قبایل آماده می کند. 

یوحنا ۶:۵۳-۵۴ پس عیسی به آنان گفت: «به راستی، به راستی، به شما می گویم، مگر اینکه گوشت پسر انسان را بخورید و خون او را ننوشید، هیچ حیاتی در شما نیست؛ ۵۴ کسی که گوشت مرا می خورد و خونم را می نوشد، زندگی جاودان دارد و من او را در روز آخر برمی دارم. (RSV)

 

سه عنصر برای زندگی ابدی وجود دارد  . این عناصر معمولا در شام خداوند مطرح نمی شوند. دو عنصر اول از یوحنا ۱۷:۳ گرفته شده اند.

عنصر  اول ... و این زندگی جاودان است، که آن ها تو را تنها خدای حقیقی و عیسی مسیحی که فرستاده ای می شناسند.

 عنصر دوم زندگی ابدی، ایمان به عیسی مسیح از طریق شناخت خدای یگانه و حقیقی است.

 سومین عنصر زندگی ابدی شرکت در عید فصح و خوردن بدن و نوشیدن خون عیسی مسیح است (یوحنا ۶:۵۳-۵۴).

 

هر سه عنصر بر اطاعت از خدای یگانه و با رعایت فرمان های او بنا شده اند. این پیش شرط لازم برای حفظ روح القدس است. بدون روح القدس نمی توانیم وارد پادشاهی خدا شویم و بدین ترتیب زندگی ابدی داشته باشیم. پس با این سه عنصر، باید از اطاعت شرکت کنیم. اطاعت از این جشن مستلزم رعایت قوانین و مقرراتی است که مسیح برای شرکت در عید فصح تعیین کرده است. اگر این مراسم را نگیریم، هیچ سهمی با عیسی مسیح نداریم.

 

اولین مراسم شام ربانی، شستن پا است. شستن پاهای کسی در زمان عیسی یک عمل رایج بود. مردم کفش می پوشیدند که آن ها را در معرض آلودگی محیط قرار می داد. آن ها صندل های پنجه باز داشتند. همان طور که می دانیم، آن ها کفش های رژه کارآمدی بودند. مردم صندل می پوشیدند چون باحال، ارزان و آسان برای ساختن بودند، اما پاهایشان کثیف می شد. معمولا شستن پا به عنوان مهمان نوازی توسط میزبان هنگام ورود انجام می شد. مردم معمولا حمام می کردند اما در خیابان ها قدم می زدند. بنابراین، با شستن پاها، احساس راحتی می کردند. شستن پاها وظیفه پایین ترین خدمتکار بود. به مهمان حوله و یک کوزه آب داده شد. معمولا این مراسم هنگام ورود یا قبل از شروع غذا، قبل یا زمانی که مهمانان پشت میز دراز کشیده بودند، برگزار می شد. عدم علاقه به این کار نماد این واقعیت بود که هیچ لزوما دوست ندارد کارهای پیش پا افتاده برای دیگران انجام دهد.

 

خدمت به دیگران یک عمل عشق است، اما این دنیا بر پایه افرادی است که واقعا یکدیگر را دوست ندارند (اگر کسی متوجه نشده باشد). مردم معمولا خودشان را تحقیر نمی کنند و دیگران را بالا نمی برند. این نیازمند ذهنیت خاصی است و این روح القدس است که این امکان را فراهم می کند. این نشانه برگزیدگان – خدمتگزاران عیسی مسیح – است که در آن واقعا از خدمت به دیگران شادی می کنند؛ آن ها پیروزی های برادران را به عنوان پیروزی خود می پذیرند و یکدیگر را بالاتر از خود می دانند. این فرآیند خدمت در سیستمی که تحت  خدای این جهان (یا الوهیم  این جهان) ایجاد شده بود، مشهود نیست؛ سیستمی که مانند حیوانات برتری، رتبه و تقدم داشت. همه حیوانات یک سلسله مراتب خاص دارند. سلسله مراتب تعیین می کند که آن ها کجا غذا می خورند، جایگاه اجتماعی شان چگونه است و چقدر خوب از آن ها مراقبت می شود. این برای ما صدق نمی کند؛ نباید این طور فکر کنیم.

 

کل این فرایند شستن پا فقط خدمات نیست. این نماد کنار گذاشتن خود ماست. این را از مفهوم تیتنای (کنار گذاشتن لباس) و بستن توسط مسیح با حوله می بینیم. کل این فرایند نمادی بود که مسیح عملا تمام زیورآلات و لباس هایش را کنار گذاشت. او ابتدا جایگاه الوهیم بودن خود را کنار گذاشت و مرد شد تا به ما خدمت کند. او می دانست که باید به زمین بیاید، نه فقط برای اینکه به ما نشان دهد، چون ما زیر سیستمی زندگی می کنیم که شیاطین ایجاد کرده اند، بلکه برای نشان دادن اینکه باید زندگی اش را کنار بگذارد.

 

با شورش، شیاطین هیچ قربانی ای برای بازگرداندن آن ها به خدا نداشتند. هیچ قربانی ای که شیطان و لشکر بتوانند برای آشتی با خدا به خاطر گناه انجام دهند، ممکن نبود. یکی باید می مرد. پس یکی از آن ها مجبور شد شکل انسانی بگیرد و کشته شود تا خود را با خدا آشتی دهد و راه را نشان دهد. مسئله فقط این نبود که خدا خواهان قربانی خونی بود. او گفت بدون آن ذهنیت نمی توانی من باشی. «نمی توانم در هیچ کدام از شما زندگی کنم که حاضر نباشد جانش را برای برادرش فدا کند.» اگر زندگی مان را کنار نگذاریم و پاهای برادرمان را نشویم تا خود را مطیع کنیم، خدا نمی تواند در ما زندگی کند. و این واقعیت تلخ ماجراست. ما دیدیم که کلیسا در قرن بیستم به سطحی از احترام به افراد رسید که حاضر نبودند برای یکدیگر فداکاری کنند. روح القدس از آن ها گرفته شد. مسیح این مراسم را برای پیروانش به عنوان نمونه ای از فداکاری بنا نهاد.

 

اکنون مفهوم فیزیکی شستن پا را بررسی خواهیم کرد، نه همان طور که از ابتدا بود، از منظر میزبان به عنوان مفاهیم معنوی. هر یک از این جنبه ها هم معنوی و هم جسمی هستند. یهودیت به پسح نگاه می کند و آن را از منظر فیزیکی می بیند. ما مشتاقانه منتظر عید فصح هستیم و آن را هم از نظر جسمی و هم معنوی می بینیم. مسیح می دانست که خیانت خواهد شد و باید جانش را فدا کند.

یوحنا ۱۳:۱-۵ اکنون پیش از عید فصح، وقتی عیسی دانست که ساعتش فرا رسیده تا از این دنیا نزد پدر برود، پس از آنکه کسانی را که در جهان بودند دوست داشت، تا پایان آن ها را دوست داشت. ۲ و در هنگام شام، وقتی شیطان در دل یهودا اسخریوطی، پسر سیمون، فرو کرده بود تا او را خیانت کند، ۳ عیسی، که می دانست پدر همه چیز را به دست او داده و از خدا آمده و به سوی خدا می رود، ۴ از شام برخاست، لباس هایش را کنار گذاشت و خود را با حوله بست. ۵ سپس آب را در یک لگن ریخت،  و شروع به شستن پای شاگردان کرد و با حوله ای که با آن بسته شده بود آن ها را پاک کرد. (RSV)

 

این کنار گذاشتن لباس هایش (تیتنای) نماد کنار گذاشتن زندگی اش بود. چون با کنار گذاشتن زندگی اش، همه ما را شست. ابتدایی ترین درس درباره شستن پا، درس فداکاری و تواضع است. نگرش عیسی این بود که حاضر بود جانش را برای بشریت فدا کند، حاضر بود جانش را برای هر یک از ما شخصا، به عنوان یک دوست، فدا کند. همچنین باید آماده باشیم که جان خود را برای یکدیگر فدا کنیم.

 

یوحنا ۱۳:۶-۸ نزد شمعون پطرس آمد؛ و پطرس به او گفت: «خداوندا، آیا پاهایم را می شویی؟» ۷ عیسی به او پاسخ داد: «اکنون نمی دانی من چه می کنم، اما پس از آن خواهی فهمید.» ۸پطرس به او گفت: «هرگز پای مرا نخواهی شست.» عیسی به او پاسخ داد: «اگر تو را نشویم، تو هیچ نقشی در من نداری.» (RSV)

 

احتمالا همه ما این کلمات را از حفظ می دانیم. پیتر نمی خواست او پاهایش را بشوید به دلایل بسیار خوبی: پیتر پادشاه مسیح می خواست. او روز کفاره را نمی فهمید، زیرا کاهن اعظم ابتدا با لباس های کتان وارد می شد تا کفاره و قربانی کند و سپس لباس جدیدی می پوشید. او نمی فهمید که دو مسیح وجود دارد: یکی که لباس ساده کتان به تن داشت و دیگری که لباس پادشاه را می پوشید. او می خواست کسی حکومت کند، مثل داریوش یا هر یک از ایرانیان، یا قیصرها. او می خواست عیسی مسیح را بر تخت سزارها بنشاند و این جهان را به همان ناحقی که قیصرها انجام داده بودند، اما از اورشلیم اداره کند. او به همان شکلی که رومی ها امتیاز داشتند، امتیاز می خواست. این ذهنیت پشت حرف های پیتر است. این همان چیزی است که پیتر وقتی می گوید «تو پاهایم را نمی شویی» می خواهد بگوید. او این را گفت چون یعنی ما قرار است خدمتکار شویم. او فکر کرد:  می خواهم رومی ها را وادار کنم پاهایم را بشویند. این همان چیزی است که پیتر منظورش بود. مسیح این را می دانست، به همین دلیل پس از معجزه در یوحنا ۶ از جمعیت کناره گیری کرد. آن ها همچنین می خواستند او را پادشاه مسیحا کنند. مسیح در عشای ربانی گفت که او در میان آنان به عنوان کسی است که خدمت می کند.

 

باید به روانشناسی پشت حرف های این افراد نگاه کنیم. آن ها برتری طلبان صهیونیسم بودند. پطرس تغییر دین نداده بود و هیچ یک از شاگردان حاضر در این وعده مذهبی نشدند. مسیح بعدها به پطرس گفت: «وقتی تبدیل شدید، برادران خود را تقویت کنید» (لوقا ۲۲:۳۲). پطرس تا زمانی که روح القدس را در پنطیکاست دریافت نکرد، تغییر مذهب نداد. شیطان از او خواسته بود که او را به عنوان گندم الک کند (لوقا ۲۲:۳۱)، همان طور که مسیح در شام خداوند به او گفته بود. هیچ کدام از این افراد تا پنطیکاست روح القدس را نداشتند. آن ها تعمید گرفتند اما فاصله ای بین زمان تعمید و دریافت روح القدس وجود داشت. دست هایی برای دریافت روح القدس بر ما گذاشته شده است، اما ما آن را به همان قدرتی که در پنطیکاست داشتند، نداشتیم. مال ما دانه خردل است. اما درس واقعی این است که پطرس نمی خواست جانش را فدا کند و به غیر یهودیان خدمت کند. او یهودی بود. ما باید به همه خدمت کنیم.

 

باید اجازه دهیم پاهایمان شسته شود – نمادی از پاک شدن مداوم زندگی مان توسط مسیح – اگر می خواهیم سهم خود را در پادشاهی و در هر کاری که او انجام می دهد با او داشته باشیم. اگر این کار را بکنیم، همان طور که او به ارث برد، پادشاهی را به ارث خواهیم برد. پیتر ضرورت این عمل را درک کرد، اما اهمیت آن را نه.

یوحنا ۱۳:۹-۱۱ شمعون پطرس به او گفت: «خداوندا، نه فقط پاهای من، بلکه دست ها و سرم نیز!» 10عیسی به او گفت: «کسی که غسل کرده است، جز پاهایش نیازی به شستن ندارد، بلکه تمام بدنش پاک است؛ و شما پاک هستید، اما نه همه تان.» زیرا می دانست چه کسی به او خیانت خواهد کرد؛ به همین دلیل گفت: «تو کاملا پاک نیستی.» (RSV)

 

درک این است که اگر آماده نباشیم کار کنیم، تسلیم شویم و با شستن پاها بخشی از بدن شویم، هیچ چیزی از پادشاهی دریافت نخواهیم کرد. سپس پطرس به او می گوید: «خداوندا، نه فقط پاهای من، بلکه دست ها و سرم نیز.» به عبارت دیگر، نمی خواست چیزی را از دست بدهد. او سرزنش شد و رفتارش حل شد.  او می خواست کار انجام شود چون نماد شستن پا را نمی فهمید. او نمی فهمید که یک بار برای همیشه غسل تعمید یافته است. و آن زمان واقعا نمی توانست درک کند، چون معنای کامل مرگ و قربانی مسیح هنوز رخ نداده بود. با این حال، او باید از کتاب های عهد عتیق می دانست که مسیح باید بمیرد و مرگ مسیح بود که انسان ها را با خدا آشتی داد.

 

وقتی آن مرگ انسان ها را با خدا آشتی داد، آن ها از طریق غسل تعمید پاک شدند. همه کسانی که در مراسم غسل تعمید شرکت کرده بودند، از طریق غسل تعمید پاک شدند به دلیل مرگ مسیح که در راه بود. شستن پاها، تجدید سالانه غسل تعمید ما بود. به همین ترتیب، مهمانانی که به ضیافت عروسی بره دعوت شده بودند، تمیز شده بودند (آن ها غسل تعمید خود را دریافت کردند). لباس شان به آن ها داده شد که بی نقص بود چون با خون مسیح پاک شده بود. تنها پاهایشان، از سفر در سراسر جهان، لکه دار می شد و باید هر سال به صورت تجدید شده تمیز می شدند.

 

پس با شستن پاها هر سال، پاهایمان را به صورت فیزیکی تمیز می کنیم. از نظر معنوی، ما اصول بدن معنوی خود را پاک می کنیم. ما خود را دوباره در موقعیتی با مسیح قرار می دهیم تا بتوانیم به سال بعد برویم و با انرژی آماده و پر از انرژی برای انجام وظایفی که به ما سپرده شده است. پس لباس ما تمیز نگه داشته می شود. ما پاک نگه داشته می شویم چون فقط بخشی از ما – به طور نمادین، پاها – کثیف بوده است. پس دوباره تمیز شدیم. این مفهومی است که در آیه ۱۰ به آن می پردازیم.

 

در مراسم غسل تعمید، گناهان برداشته می شدند و قرار بود برداشته شوند. این فرایند بسیار دشوار برای درک بود چون مسیح هنوز نمرده بود و این مردم هنوز تبدیل نشده بودند. کاری که آن ها انجام می دادند این بود که سیستمی را راه اندازی می کردند که ما بتوانیم آن را بفهمیم تا بتوانیم همه کارهایشان را بررسی کنیم. آن وقت می فهمیدیم که توالی و نمادگرایی همه این ها چیست. پس به آن ها گفت: «شما حمام شده اید، پس پاک هستید.» ما فقط باید هر سال پاهایمان را بشوییم و این ما را بازسازی می کند. ما نیازی به تعمید مجدد هر سال نداریم.

 

اگر این تازگی نمادین کافی نبود، باید هر دوازده ماه یک بار تعمید می گرفتیم تا چرخه تکرار شود، وگرنه هیچ معنایی در آنچه در شام خداوند انجام می شود وجود نداشت. تمام این کار برای بازسازی ما و رساندن ما به حالت تفکر و آشتی با خدا انجام می شود.

 

کلیسای قرنتی سقوط کرد زیرا خود را به حالت تأمل درباره رابطه اش با خدا نرساند. آن ها خود را برای خوردن این غذا، این شام و عید فصح (یا شبی که باید زیاد دیده شود) آماده نکرده بودند. اگر آن ها از تثنیه ۱۶ پیروی می کردند یا حتی فقط از مراسم دور می خوردند، در موقعیتی قرار نمی گرفتند که مراسم را به یک آشفتگی مست تبدیل کنند.

 

آنچه اینجا می بینیم این است که از روند تعمید، یهودا اسخریوطی غسل تعمید داده شد و پاهایش نیز شسته شد. ترتیب این شستن پا و نان و شراب به این صورت بود که شستن پا در اوایل وعده غذایی انجام می شد. نان در پایان غذا شکسته می شد و شراب پس از غذا برداشته می شد. یهودا اسخریوطی تا زمانی که شراب نوشیده نشده بود، آنجا را ترک نکرد. او در کل مراسم شرکت داشت و این موضوعی است که باید به آن فکر کنیم. یهودا اسخریوطی غسل تعمید یافت، در شستن پاها شرکت کرد، در بدن و خون عیسی مسیح شرکت داشت، اما اجازه داد شیطان او را تسخیر کند و مورد سوءاستفاده قرار گیرد چون انگیزه هایش اشتباه بود.

 

انگیزه های پطرس تحت تأثیر مفاهیم برتری طلبانه شیطان در جهان شکل گرفته بود. او زندگی را از ساختار سلسله مراتبی می دید. با این حال، خیلی زود متوجه اشتباهش شد؛ یهودا اسخریوطی نتوانست. به همین ترتیب، سایر شاگردان می خواستند در دست راست و چپ مسیح بنشینند. اما این وظیفه مسیح نبود که بدهد. مسیح خدا نیست. خدا صندلی های سمت راست و چپ مسیح را اختصاص داده بود زیرا این ها وظایف خاصی هستند که خدا می خواهد در بازسازی و آشتی میزبان انجام شود.

 

یهودا را نمی شد پاک کرد و ما یهودا اسخریوطی را بارها خواهیم دید. در واقع، اگر به ترجمه ناکس از ولگاتا نگاه کنیم، خواهیم دید که کلیسای فیلادلفیا اجازه دارد ترجمه های کنیسه شیطان (خود شیطان) را در خود جای دهد. این واقعا یک مفهوم جالب است. افراد خاصی هستند که شیطان آن ها را در سیستم فیلادلفیا قرار می دهد. باید ذهنمان را روی مفاهیم پشت این نقطه متمرکز کنیم. این ها همه مفاهیم معنوی هستند. ما یهودی نیستیم. ما به صورت فیزیکی فکر نمی کنیم. ما یهودیان معنوی هستیم و عضو قبیله یهودا نیستیم. ما عضو ملت اسرائیل هستیم. تفاوت بزرگی وجود دارد؛ اما ما در این مفهوم یهودیان معنوی هستیم.

 

تنها در شام خداوند است که باید پاهایمان را بشوییم، همان طور که زمانی در آب تعمید غوطه ور بودیم و بنابراین برای همیشه پاک شده ایم. هر سال، از نظر معنوی، ما گناهان را جمع آوری می کنیم در حالی که در مسیر زندگی قدم می گذاریم، و بنابراین باید آن عهد تعمید را تجدید کنیم. ما به طور نمادین آن شستشوی مجدد را هنگام شستن پا می پذیریم.

 

از یوحنا ۱۳:۱۲-۱۷ دوباره به این مفهوم نگاه می کنیم.

یوحنا ۱۳:۱۲-۱۷ وقتی پاهایشان را شست و لباس هایش را برداشت و به جای خود بازگشت، به آن ها گفت: «آیا می دانید من با شما چه کرده ام؟ ۱۳ تو مرا معلم و خداوند می خوانی؛ و حق با توست، زیرا من چنین هستم. ۱۴ اگر من، پروردگار و معلم شما، پاهای شما را شسته ام، شما نیز باید پای یکدیگر را بشویید.  ۱۵ زیرا من به شما مثالی دادم که شما نیز باید همان گونه رفتار کنید که من با شما کرده ام. ۱۶ به راستی، به راستی، به شما می گویم، بنده از ارباب خود بزرگ تر نیست؛ و کسی که فرستاده شده بزرگ تر از کسی که او را فرستاده نیست.  ۱۷ اگر این چیزها را می دانید، خوشبخت هستید اگر آن ها را انجام دهید. (RSV)

 

اینجا او سعی دارد نمادگرایی را برایشان توضیح دهد چون آن ها توالی را همان طور که ما می شناسیم نمی دانستند. این کلمات نوشته شده اند تا بفهمیم نمادگرایی ای وجود دارد که آن ها باید می دانستند. از این مفهوم که خداوند و معلم پاها را شسته اند، باید پای یکدیگر را نیز بشویید، این در آن زمان یک دستور مسیح بود. فرآیند فکری این بود که به طور مداوم و برای همیشه تثبیت شود، تا در ذهنمان نهادینه کنیم که چگونه باید به یکدیگر خدمت کنیم.

 

مشکل بیشتر مردم ما در این دوران این است که رقابت آنقدر شدید است که رسیدن به نقطه ای که مدام خود را پایین تر از دیگران قرار دهیم، دشوار است. رقابت پذیری جامعه ما در حال فراگیر شدن است. به مردم آموزش داده می شود که در هر سطحی رقابت کنند. به افراد آموزش داده می شود که اگر در سطح هدف مشخص عمل نکنند، ناکافی هستند. ما نرخ بالایی از خودکشی در میان جوانانمان داریم، همان طور که ژاپنی ها نیز دارند، و این به دلیل رقابت پذیری سیستم آن هاست. آن ها مجبورند بر اساس رقابتی فکر کنند. آن ها باید بهتر باشند. آن ها باید موفق شوند. آن ها باید وارد دانشگاه شوند و مدرک بگیرند. جامعه اش مردم را تحمل نمی کند اگر موفق نشوند. این از مفهوم پاداش برای تلاش نشأت می گیرد که نامتعادل می شود. مردم همه این مفاهیم را تا جایی می برند که ارزش افراد و یکدیگر را فراموش می کنند. مسیح باید دوباره بیاید تا برخی از فداکاری های ساده ای را که او درباره شان صحبت می کند و باید به آن ها توجه کنیم، بازگرداند.

 

مسیح در آیه ۱۶ می فرماید: «به راستی به شما می گویم بنده بزرگ تر از سرور خود نیست و کسی که فرستاده شده بزرگ تر از کسی نیست که او را فرستاده است.» این مفهومی است که او بر قرار دادن خود در سطحی پایین تر از خدا تأکید می کرد تا بفهمیم همه ما بزرگ تر نیستیم و انتظارات سپاه سقوط کرده برای گرفتن قدرت از خدا را نداریم. ما پای یکدیگر را می شویم تا به یکدیگر نشان دهیم که به طور درون نگرانه مواضع و معنویت خود را با عیسی مسیح توسعه می دهیم.

 

و حالا، با پیروی از دستور عیسی و الگوی او، پای یکدیگر را خواهیم شست.

***

 

نمادگرایی شستن دو جنبه دارد. در ابتدا، این یک شکل فیزیکی بود و در ۱ قرنتیان ۱۰، از آیه ۱ به بعد، خواهیم فهمید که نجات جسمانی مردم ما به عنوان الگویی برای همه ما انجام شد تا ما را برای این مرحله دوم نجات آماده کند. از طریق غسل تعمید، در روح القدس شرکت می کنیم که پیش از مسیح بر روی اسرائیل بسته بود.

۱ قرنتیان ۱۰:۱-۱۳ می خواهم بدانید، برادران، که همه پدران ما زیر ابر بودند و همه از دریا گذشتند، ۲ و همه در ابر و دریا به موسی تعمید داده شدند، ۳ و همه همان غذای ماورایی را خوردند و همه همان نوشیدنی ماورایی را نوشیدند. زیرا آن ها از سنگ ماورایی که پس از آن ها آمد نوشیدند و صخره مسیح بود. ۵ با این حال، خدا از بیشتر آن ها خشنود نبود؛ زیرا آن ها در بیابان سرنگون شدند. ۶ این ها هشدارهایی برای ما هستند که مانند آن ها بدی نخواهیم. ۷ مانند برخی از آن ها بت پرست نباشید؛ همان طور که نوشته شده است: «مردم نشستند تا بخورند و بنوشند و برخاستند تا برقصند.» ۸ نباید مانند برخی از آن ها به فساد دست بکشیم و بیست و سه هزار نفر در یک روز کشته شدند. ۹ نباید خداوند را آزمایش کنیم، همان طور که برخی از آن ها کردند و توسط مارها نابود شدند؛ ۱۰  نفر غر نمی زنند، همان طور که برخی از آن ها این کار را کردند و توسط نابودگر نابود شدند. ۱۱ این اتفاقات برای آن ها به عنوان هشدار رخ داد، اما برای آموزش ما که پایان اعصار بر آن ها فرا رسیده بود، نوشته شده بود. ۱۲ پس هر که فکر می کند ایستاده است، مراقب باشد مبادا بیفتد. ۱۳ هیچ وسوسه ای که برای انسان رایج نباشد بر تو نازل نشده است. خدا وفادار است و اجازه نخواهد داد بیش از توان خود وسوسه شوی، اما با وسوسه راه فرار را نیز فراهم می کند تا بتوانی آن را تحمل کنی. (RSV)

 

آیه ۶ باید زنگ خطر را در ذهن ما به صدا درآورد. آن ها آثار عظیمی دیدند. اگر هر یک از ما آنجا بودیم، از اعمال عظیمی که خدا با اسرائیل انجام داد وقتی که آن ها را تحت فرمان موسی در آن راهپیمایی، آن خروج و بلاها بیرون آورد، شگفت زده می شدیم. اگر این فعالیت ها را دیده بودیم، از قدرت خدا شگفت زده می شدیم. این موضوع به طور محکم در ذهن ما حک شده بود. با این حال، ذهن خود را به خدا معطوف نکردند. یکی از دلایل این بود که روح القدس را نداشتند. این به این معنا نیست که ما از آن ها بهتر هستیم، جز اینکه خدا ما را انتخاب کرده تا روح القدس خود را در ما قرار دهد و بر جسمانیت و مشکلات خودمان غلبه کند. این فرایند یک مشکل بسیار جدی است.

 

آیه ۷ به برخی از مشکلاتی که او دید، یعنی بت پرستی، می پردازد.

 

آیه ۱۱ نشان می دهد که این اتفاق برای آن ها به عنوان هشدار رخ داده است. این هشداری برای کشته شدگان نبود. آن ها مرده اند. این هشداری برای بقیه اسرائیل بود و هشدار بسیار مهمی بود. و این یک هشدار برای ما بود. آیه ۱۲ به بعد نشان می دهد که هر یک از ما وسوسه ای دریافت می کنیم اما خدا وسوسه ای فراتر از آنچه می توانیم تحمل کنیم به ما نمی دهد و وقتی وسوسه می شویم، راهی برای فرار به ما می دهد. به عبارت دیگر، همیشه دری وجود دارد. همیشه موقعیتی وجود دارد که می توانیم از دو انتخاب بهره مند شویم و خودمان انتخاب کنیم.

 

در آن نوشته شده است: مردم نشستند تا غذا بخورند و بنوشند و برخاستند تا بازی کنند، که نمادهای آیین های بت پرستانه آن روزها را منعکس می کند. خدا خدایی حسود است و بت پرستی را تحمل نخواهد کرد. کل مفهوم زنا گناه روح است. این گناه مردم است که پشت به خدای خود می کنند. زنا صرفا گناه فیزیکی بت پرستی است که گناهی معنوی محسوب می شود. به همین دلیل طلاق برای زنا مجاز است، چون خدا اسرائیل را به خاطر بت پرستی طلاق می دهد. خدا اسرائیل را به بیابان می فرستد و اسرائیل را به خاطر آن گناهان مجازات می کند.

 

از طریق انجام زنا، این افراد پیش درآمد وسوسه مسیح و برگزیدگان برای آزمایش مسیح بودند که بسیاری نابود شدند. آن ها در سطح جسمی به مشکلات معنوی بالاتری که با میزبان سقوط کرده به عنوان شریکان مسیح در محراب و فرزندان خدا مواجهیم، تأمل کردند. پس همه این موارد فقط برای آماده کردن ما و نشان دادن هدف و استانداردهایی که باید تعیین کنیم وجود دارد. این به ما نشان می دهد حداقل استاندارد میله پرش ارتفاع چقدر است، اما ما یک پرش با نیزه دریافت کرده ایم. ما روی میله پرش ارتفاع نمی پریم؛ ما از روی نیزه پرش می کنیم چون روح القدس را داریم و این افراد آن را نداشتند. استانداردهای بالاتری داریم. گاهی برگزیدگان حتی نمی توانند معیارهای ساده غیر یهودیانی را که روح القدس ندارند، اجرا کنند.

 

۱ قرنتیان ۱۰:۱۴-۲۰ بنابراین، ای محبوب من، پرستش بت  ها را ترک کن.۱۵  من درباره مردان عاقل سخن می گویم؛ خودتان قضاوت کنید آنچه می گویم. ۱۶ جام برکتی که ما برکت می دهیم، آیا این مشارکت در خون مسیح نیست؟ نانی که می شکنیم، آیا مشارکت در بدن مسیح نیست؟ ۱۷ چون یک نان وجود دارد، ما که بسیاریم، یک بدن هستیم، زیرا همه از یک نان بهره مند می شویم. ۱۸ به قوم اسرائیل نگاه کنید؛ آیا کسانی که قربانی ها را می خورند، شریک محراب نیستند؟ ۱۹ پس منظورم چیست؟ اینکه غذایی که به آیدل ها تقدیم می شود هر چیزی است، یا اینکه آیدل هر چیزی است؟  ۲۰ نه، منظورم این است که آنچه بت پرستان قربانی می کنند را به شیاطین تقدیم می کنند نه به خدا. نمی خواهم تو شریک شیاطین باشی. (RSV)

این یک مفهوم بسیار مهم است. این قربانی در محراب است که تعیین می کند ما چه هستیم، چه کسی را پرستش می کنیم و با چه کسی پرستش می کنیم. محرابی که جلوی آن می رویم تعیین می کند که چه خدایی را پرستش کنیم و این مهم ترین مفهومی است که با آن روبرو می شویم. ما نمی توانیم بدون مجازات در برابر محراب خدایی دروغین برویم. مجازات مرگ است.

 

خروج و عید فصح سقوط میزبان سقوط کرده و قرار گرفتن دیگر الوهیم ها در برابر خداوند پدر ما را نشان می دهد. تنها یک خدای حقیقی وجود دارد و آن خداوند پدر است؛ و عیسی مسیح پسر اوست.

 

۱ قرنتیان ۱۰:۲۱-۲۲ نمی توانی جام خداوند و جام شیاطین را بنوشی. شما نمی توانید در سفره خداوند و میز شیاطین شرکت کنید. ۲۲ آیا باید خداوند را به حسادت وادار کنیم؟ آیا ما از او قوی تر هستیم؟ (RSV)

هیچ ترکیبی وجود ندارد. وقتی کسی آموزه ضد مسیح و یک میز دروغین را خلق می کند، خدایی دروغین خلق می کند. شرکت در میز شیاطین ممنوع است. مشارکت به شکل بخشیدن و دریافت است. ما نمی توانیم عشر و نذورات خدایان دروغین را بدهیم یا دریافت کنیم. عشر ها و نذورات چنین کلیساهایی آشکارا با دستورات اعمال رسولان ۱۵:۱۹-۲۹ مغایرت دارد؛ 21:25-26; ۱ قرنتیان ۸:۱-۱۳؛ ۱۰:۱۳-۳۳، به ویژه آیه ۲۱؛ ۲ قرنتیان ۶:۱۶؛ ۱ تسالونیکیان ۱:۹-۱۰؛ اول یوحنا ۵:۲۰-۲۱ (که می گوید فقط یک خدای حقیقی وجود دارد و عیسی مسیح پسر اوست) و مکاشفه ۲:۱۴،۲۰. حتی اجازه نداریم پول کسانی را که در خدمت سازمان یک خدای دروغین هستند، بگیریم. اگر ندانیم گوشت کجا به خدایان دروغین یا خدایان بیگانه قربانی شده است، مشکلی با خوردن وجود ندارد چون ما در نادانی به جلال خدا غذا می خوریم. اما وقتی منشأ را بدانیم، چاره ای نداریم. آموزه تثلیث یک خدای دروغین است.

 

تنها یک نان وجود دارد، بدن مسیح. این باعث می شود همه ما یک بدن واحد باشیم که از این نان واحد لذت می بریم. فقط یک جام وجود دارد، جام خداوند. پس آیا با گفتن اینکه فقط یک خدای حقیقی وجود دارد، مسیح را تحقیر می کنیم؟ نه، ما این کار را نمی کنیم. مسیح خداوند و استاد ماست اما خدای یگانه و حقیقی نیست. مسیح در ما زندگی می کند، همان طور که خدا در همه ما زندگی می کند، همان طور که همه ما از مرگ رهایی یافتیم.

 

این نمادگرایی ما را متمایز می کند. اولین خروج این بود که ما را از مصر خارج کند و ملت اسرائیل را تأسیس کند، تا جایی برقرار شود که خدا بتواند نقشه اش را از طریق پیامبرانش آشکار کند.

ارمیا ۳۱:۳۱-۳۴ «اینک، روزها در راه اند، خداوند می فرماید، زمانی که عهدی نو با خانه اسرائیل و خانه یهودا می بندم، ۳۲ نه مانند عهدی که با پدرانشان بستم، زمانی که دست شان را گرفتم تا از سرزمین مصر بیرون بیاورم، پیمانی که شکستند،  اگرچه من شوهرشان بودم، خداوند می فرماید. ۳۳ اما این عهدی است که پس از آن روزها با خاندان اسرائیل خواهم بست، خداوند می فرماید: قانون خود را در آنان خواهم گذاشت و بر دل هایشان خواهم نوشت؛ و من خدای آن ها خواهم بود و آن ها قوم من خواهند بود. ۳۴ و دیگر هر به همسایه و برادرش آموزش نخواهد داد و نخواهد گفت: «خداوند را بشناس»، زیرا همه مرا خواهند شناخت، از کوچک ترین تا بزرگ ترین، خداوند می گوید؛ زیرا گناهان را خواهم بخشید و دیگر گناهان را به یاد نخواهم آورد.» (RSV)

 

ما توسط روح القدس رشد خواهیم کرد تا جایی که همه ما خدا را بشناسیم. به همین دلیل است که سر مسیح خداست و سر هر انسان مسیح است. چون روح القدس را داریم، خدا را می شناسیم و عیسی مسیح، همه ما را می شناسیم. این تحقق کتاب مقدس ارمیا است. به همین دلیل هیچ کشیشی نمی تواند خود را بین ما و عیسی مسیح قرار دهد. هیچ کشیشی نمی تواند به ما بگوید که نیازی به انجام هیچ اقدام مشخصی که کتاب مقدس تعیین کرده نیست و ما را از مسئولیت مبرا می کند. هیچ بزرگی قدرت کاهش قانون را ندارد.

 

این پیمانی که باید بسته می شد، نیازمند قربانی خون بود (رجوع کنید به مقاله عهد خدا (شماره ۱۵۲)).

متی ۲۶:۲۶-۲۸ اکنون که مشغول خوردن بودند، عیسی نان گرفت، آن را برکت داد، شکست و به شاگردان داد و گفت: «بخورید؛ این بدن من است.» ۲۷ و او پیامی برداشت و پس از شکرگزاری، آن را به آنان داد و گفت: «همه از آن بنوشید؛ ۲۸ زیرا این خون عهد من است که برای بخشش گناهان برای بسیاری ریخته می شود. (RSV)

 

بنابراین، مسیح با ما پیمانی بست اما، مانند همه عهدها، نیازمند قربانی خون بود. او به عنوان کاهن اعظم ما منصوب شد، از عبرانیان ۸:۳.

عبرانیان ۸:۳ زیرا هر کاهن اعظم برای تقدیم هدایا و قربانی ها منصوب شده است؛ بنابراین لازم است این کشیش نیز چیزی برای ارائه داشته باشد. (RSV)

 

کاهن اعظم برای قربانی خونین وارد قدس الاقداس شد. نمادگرایی این بود که قربانی مسیح را به عنوان قربانی خونی هدایت کند یا به آن اشاره کند. مسیح، به عنوان رهبر، تنها خود را برای ارائه داشت. هیچ قربانی دیگری به اندازه کافی خوب نبود و همچنین نحوه تفکر خدا و نحوه تفکر او را نشان نمی داد.

۱ قرنتیان ۱۰:۲۴ هیچ جز خیر همسایه اش به دنبال خیر خود نباشد. (RSV)

 

این همان مفهوم است که دوباره به شستن پا بازمی گردد. این هشدار از طریق مسیح بود، جایی که مسیح به دنبال ثروت خودش نبود بلکه مال ما، چیزهایی که متعلق به ما بود، و برای انجام این کار قربانی ای کرد که در آن جان خود را به عنوان الگویی برای ما فدا کرد تا جان خود را برای یکدیگر فدا کنیم. این مفهوم بدن نجات به عنوان نان از یوحنا ۶:۵۸ دیده می شود.

یوحنا ۶:۵۸ این نانی است که از آسمان نازل شد، نه آن نانی که پدران خوردند و مردند؛ کسی که این نان را بخورد، تا ابد زنده خواهد ماند.» (RSV)

 

مانا نمونه اولیه و نمونه ای برای ما بود که از نان عیسی مسیح می خوردیم. آن نان از بهشت بود. این نماد این بود که هیچ چیزی که بتوانیم بسازیم یا انجام دهیم کافی نیست. از طریق مسیح و فداکاری او بود که ما به توانایی خود برای تبدیل شدن به فرزندان خدا دست یافتیم.

مرقس ۱۴:۲۲ و هنگامی که آن ها مشغول خوردن بودند، او نان گرفت، برکت داد و آن را شکست و به آن ها داد و گفت: «بگیرید؛ این بدن من است.» (RSV)

 

این کار باید همین حالا انجام شود.

 

خداوندا، ای پدر جاودان، از تو بر نان و شراب دعا می کنیم. ما همچنین از شما الهام می خواهیم در درک نمادگرایی این نماد. ما این را به نام مسیح عیسی می خواهیم. آمین.

 

عهدی که ارمیا در ۳۱:۳۱ ذکر کرده، امیدوار به عهد آینده نیست. این پیمان فقط در این زمان می توانست برقرار شود و به طور مداوم برقرار شود.

 

لوقا ۲۴:۳۹ دست ها و پاهایم را ببین، که خود من هستم؛ مرا کنترل کن و ببین؛ زیرا روح گوشت و استخوان ندارد، همان طور که می بینی من دارم.» (RSV)

بنابراین، خون مسیح فقط یک بار می توانست باشد. وقتی مسیح عروج کرد، دیگر قربانی ای نبود، زیرا او بدن روحانی خواهد بود. مرحله ای دیگر برای معرفی پیمان وجود نداشت. این پیمان همان جا و همان موقع معرفی شد و یک پیمان پیوسته و مستمر است. این شراب نماد قربانی کاهن اعظم است که سالانه از طریق خون گاوها وارد قدس القدس می شد. مسیح با خون خود پرده را پاره کرد و یک بار برای همیشه وارد قدس القداس شد و امکان ورود به رابطه با خدا و دریافت روح القدس را برای ما فراهم ساخت. برای انجام این کار، باید از گناه که نمادی از قربانی مسیح بود، پاک می شدیم.

عبرانیان ۱:۳ او جلال خدا را منعکس می کند و مهر طبیعت خود را دارد و جهان را با کلام قدرتش حفظ می کند. وقتی برای گناهان تطهیر کرد، در سمت راست اعلیحضرت نشست، (RSV)

 

این قربانی دو جنبه داشت و شراب همچنین نماد عمل مسیح به عنوان تاک بود.

یوحنا ۱۵:۱-۶ «من تاک حقیقی هستم و پدر من تاک زن است. ۲ هر شاخه ای که میوه نمی دهد، می گیرد و هر شاخه ای که میوه می دهد هرس می کند تا میوه بیشتری بدهد. ۳. تو با کلامی که به تو گفتم پاک شده ای. ۴ در من بمان، و من در تو. همان طور که شاخه نمی تواند به تنهایی میوه بدهد، مگر اینکه در تاک بماند، تو هم نمی توانی، مگر اینکه در من بمانی. ۵ من تاک هستم، تو شاخه ها. کسی که در من ساکن است و من در او، او است که میوه های فراوان می دهد، زیرا جز من هیچ کاری نمی توانی بکنی. ۶ اگر مردی در من نماند، مانند شاخه ای بیرون انداخته شده و پژمرده می شود؛ و شاخه ها جمع می شوند، به آتش انداخته و می سوزند. (RSV)

این مفهوم شراب که از میوه بیرون می آید همچنین نماد روح القدس است، جایی که هر یک از ما میوه روح را از طریق مسیح و به قدرت خدا تولید می کنیم. نمادگرایی ساده قربانی مسیح در این دو نماد نان و شراب منعکس شده است. اکنون شراب را می نوشیم.

 

***

 

شاید مهم باشد که بدانیم نان و شرابی که همین الان خورده ایم، بعد جدیدی به فهم قربانی مسیح افزودند که از طریق بره پسح درک نشده بود. استخوان های بره هرگز شکسته نشدند تا نماد مردی درستکار باشند که استخوان هایش سالم بماند تا مزمور ۳۴:۲۰ را تحقق بخشد؛ اما بدن مسیح بر صلیب شکسته شد. نان نمایانگر بدن مسیح است که از افراد مختلف تشکیل شده و بنابراین نان به بخش های مختلف تقسیم می شود. خون بره هرگز نوشیده نمی شد، اما ما شراب را به عنوان نمادی از خون مسیح که برای ما ریخته می شود، می نوشیم. گفته شده که پس از گرفتن این نمادها، باید روز بعد را با درک این موضوع سپری کنیم که مسیح قرار است به شکل وحشتناکی برای ما رنج بکشد. ما یکی از پیشگویی هایی را که به این موضوع پرداخته است، در اشعیا بررسی خواهیم کرد.

 

اشعیا ۵۲:۱۳-۱۵ اینک، بنده من شکوفا خواهد شد، او بلند و بلندمرتبه خواهد شد و بسیار بلندمرتبه خواهد بود. ۱۴ همان طور که بسیاری از او شگفت زده شدند — ظاهرش چنان زخمی بود، فراتر از شباهت انسانی، و شکلش فراتر از فرزندان انسان —  ۱۵ نیز بسیاری از ملت ها را شگفت زده خواهد کرد؛ پادشاهان به خاطر او دهان خود را خواهند بست؛ زیرا آنچه به آن ها گفته نشده، خواهند دید و آنچه نشنیده اند، خواهند فهمید. (RSV)

 

اشعیا ۵۳:۱-۱۲ چه کسی به آنچه شنیده ایم ایمان آورده است؟ و بازوی خداوند به چه کسی آشکار شده است؟ ۲ زیرا او مانند گیاهی جوان و ریشه ای از زمین خشک در برابرش رشد کرد؛ او هیچ شکل یا زیبایی نداشت که ما به او نگاه کنیم و زیبایی ای که بخواهیم او را بخواهیم. ۳ او توسط مردم تحقیر و طرد می شد؛ مردی غمگین و آشنا با اندوه؛ و به عنوان کسی که مردم چهره خود را از او پنهان می کردند، تحقیر می شد و ما او را ارج نمی نهايتیم. ۴ بی تردید او غم های ما را تحمل کرده و غم های ما را حمل کرده است؛ اما ما او را آسیب دیده، گرفتار خدا و رنج دیده می دانستیم. ۵ اما او به خاطر گناهان ما زخمی شد، به خاطر گناهان ما زخمی شد؛ بر او شکابی بود که ما را کامل کرد و با ندهایش شفا یافتیم. ۶ همه ما مانند گوسفند گمراه شده ایم؛ هر را به راه خود بازگردانده ایم؛ و خداوند گناه همه ما را بر او گذاشته است. ۷ او مورد ظلم قرار گرفت و رنج کشید، اما دهانش را باز نکرد؛ مانند بره ای که به ذبح برده می شود، و مانند گوسفندی که در برابر پشم چینانش لال است، پس دهانش را باز نکرد. ۸ با ظلم و داوری او را بردند؛ و نسل او که فکر می کرد از سرزمین زندگان جدا شده و به خاطر گناه مردم من زخمی شده است؟ ۹ و قبرش را با شریران و مرد ثروتمندی در مرگش ساختند، هرچند او هیچ خشونتی نکرده بود و در دهانش فریبی نبود. ۱۰ اما اراده خداوند این بود که او را زخمی کند؛ او را به اندوه انداخت؛ وقتی برای گناه قربانی داد، فرزندانش را خواهد دید، عمرش را طولانی خواهد کرد؛ اراده خداوند در دستش شکوفا خواهد شد؛ ۱۱  او ثمره رنج روحش را خواهد دید و راضی خواهد شد؛ به دانش خود، بنده من، صالح، بسیاری را درستکار خواهد دانست و گناهان آنان را تحمل خواهد کرد. ۱۲ بنابراین سهمی از او با بزرگ تقسیم خواهم کرد و او غنیمت را با قوی تقسیم خواهد کرد؛ زیرا جان خود را تا مرگ خالی کرد و با متخلفان شمرده شد؛ اما گناه بسیاری را به دوش کشید و برای گناهکاران شفاعت کرد. (RSV)

می بینیم که اشعیا دقیقا ماهیت مسیح را فهمید و دید که مسیح باید بمیرد تا با متخلفان شمرده شود و با این حال، فرزندانش را خواهد دید. اکنون مسیح ازدواج نکرده بود و فرزندی نداشت، اما این پیشگویی می گوید که او فرزندانش را خواهد دید. این پیشگویی باید تحقق یابد. ما فرزندان اولیه ای هستیم که به عیسی مسیح داده شده ایم. ما همچنین «عروس مسیح» هستیم و فرزندان ما به عصر داوری عادلانه، یعنی هزار سال هزاره، تبدیل خواهند شد. فرزندان با مسیح پیوند خواهند خورد تا بر این سیاره حکومت کنند و سیاره در هماهنگی کامل با خدا خواهد بود. این همان پیشگویی است. به همین دلیل است که ما را به عروس تشبیه می کنند و بخشی از یک نظام می شویم، و چرا مسیح پدر جاودان می شود، از اشعیا ۹:۶. او پدر می شود و ما عروس های او می شویم، و فرزندان ما – کسانی که در عدالت آموزش دیده اند – ساختار هزاره هستند. فقط با این وعده غذایی می توانیم این را درک کنیم یا در آن شرکت کنیم.

 

پس از آنکه شاگردان مراسم را گذراندند، عیسی به آن ها آموزش های پرشوری داد.

یوحنا ۱۴:۱-۳۱ «دل های خود را ناراحت نکنید؛ به خدا ایمان داشته باش، به من هم ایمان داشته باش. ۲ در خانه پدرم اتاق های زیادی هست؛ اگر اینطور نبود، آیا به تو می گفتم که برای آماده کردن جایی برایت می روم؟ ۳ و وقتی برای تو جایی آماده کنم، دوباره خواهم آمد و تو را نزد خود خواهم برد، تا جایی که من هستم، تو هم باشی. ۴ و تو راه را می دانی که من کجا می روم.» ۵ توماس به او گفت: «خداوندا، ما نمی دانیم کجا می روی؛ چطور می توانیم راه را بدانیم؟» ۶ عیسی به او گفت: «من راه و حقیقت و زندگی هستم؛ هیچ جز من نزد پدر نمی آید. ۷ اگر مرا می شناختی، پدرم را نیز می شناختی؛ از این پس او را می شناسی و دیده ای.» ۸ فیلیپ به او گفت: «خداوندا، پدر را به ما نشان بده و ما راضی خواهیم شد.» ۹ عیسی به او گفت: «آیا این همه مدت با تو بوده ام و تو مرا نمی شناسی، فیلیپ؟ کسی که مرا دیده، پدر را دیده است؛ چطور می توانی بگویی: «پدر را به ما نشان بده»؟ ۱۰ آیا باور ندارید که من در پدر هستم و پدر در من؟ کلماتی که به تو می گویم را به اختیار خودم نمی گویم؛ اما پدری که در من ساکن است، کارهایش را انجام می دهد. ۱۱ باور کنید که من در پدر هستم و پدر در من؛ یا به خاطر خود اعمال ایمان داشته باشید. ۱۲ «به راستی، به راستی، به شما می گویم، کسی که به من ایمان دارد، کارهایی را که من انجام می دهم نیز انجام خواهد داد؛ و کارهای بزرگ تر از این ها را انجام خواهد داد، زیرا من به سوی پدر می روم. ۱۳ هرچه به نام من بخواهی، انجام می دهم تا پدر در پسر جلال یابد؛ ۱۴ اگر چیزی به نام من بپرسی، انجامش می دهم. ۱۵ «اگر مرا دوست داری، فرمان هایم را نگه داری. ۱۶ و من از پدر دعا خواهم کرد و او مشاور دیگری به تو خواهد داد تا تا ابد با تو باشد، ۱۷ حتی روح حقیقت، که جهان نمی تواند او را بپذیرد، زیرا نه او را می بیند و نه می شناسد؛ شما او را می شناسید، زیرا او با شما ساکن است و در شما خواهد بود. ۱۸ «تو را تنها نخواهم گذاشت؛ می آیم پیشت. ۱۹ اما کمی دیگر، جهان دیگر مرا نخواهد دید، اما تو مرا خواهی دید؛ چون من زنده ام، تو نیز زنده خواهی ماند. ۲۰ در آن روز خواهی دانست که من در پدرم هستم، و تو در من، و من در تو. ۲۱ کسی که فرمان های من را دارد و آن ها را نگه می دارد، همان کسی است که مرا دوست دارد؛ و کسی که مرا دوست دارد، توسط پدرم دوست خواهد داشت و من او را دوست خواهم داشت و خود را به او آشکار خواهم کرد.» ۲۲ یهودا (نه اسخریوطی) به او گفت: «خداوندا، چگونه است که خود را به ما آشکار می کنی، نه به جهان؟» ۲۳ عیسی به او پاسخ داد: «اگر مردی مرا دوست داشته باشد، کلامم را نگه می دارد و پدرم او را دوست خواهد داشت و ما نزد او خواهیم آمد و خانه خود را با او خواهیم ساخت. ۲۴ کسی که مرا دوست ندارد، سخنانم را نگه نمی دارد؛ و سخنی که می شنوید از من نیست بلکه از پدری است که مرا فرستاده است. ۲۵ «این چیزها را با تو گفته ام، در حالی که هنوز با تو هستم. ۲۶ اما مشاور، روح القدس، که پدر به نام من خواهد فرستاد، همه چیز را به شما خواهد آموخت و همه آنچه را که به شما گفته ام به یاد خواهد آورد. ۲۷ صلح را با تو می گذارم؛ آرامشم را به تو می دهم؛ نه چنان که دنیا به تو می دهم. دل هایتان را ناراحت نکن، و آن ها هم نترسند. ۲۸ شنیدی که به تو گفتم: «من می روم و به سوی تو خواهم آمد.» اگر مرا دوست داشتی، خوشحال می شدی، چون من به سوی پدر می روم؛ زیرا پدر بزرگ تر از من است. ۲۹ و حالا پیش از آنکه اتفاق بیفتد، به شما گفته ام تا وقتی رخ داد، باور کنید. ۳۰ دیگر زیاد با تو صحبت نخواهم کرد، زیرا حاکم این جهان در راه است. او هیچ قدرتی بر من ندارد؛ ۳۱ اما همان طور که پدر فرمان داده عمل می کنم تا جهان بداند که من پدر را دوست دارم. برخیزید، بیایید از اینجا برویم. (RSV)

 

در یوحنا ۱۴:۳، مسیح به شاگردان گفت که قرار است مکانی برای آن ها (و برای ما) آماده کند. اتاق های معبد خدا توسط کاهنان اشغال شده بود و به ترتیب خاصی ساخته شده بودند تا کاهنان از کاهن اعظم به پایین اشغال شوند. هر اتاقی که برای ما آماده می شود نماد این است که ما (همه ما) به عنوان کشیشان خدای زنده منصوب شده ایم. این اهمیت اتاق هایی است که مسیح برای ما آماده می کند.

 

از یوحنا ۱۴:۴-۷ می بینیم که با شناخت عیسی مسیح و مشارکت در این قربانی، خدا را می شناسیم. وقتی کسی به ما می گوید خدا یک راز است و ناشناختنی است، از این طریق می دانیم که آن ها تبدیل نشده اند و جزو برگزیدگان نیستند. وظیفه ما این است که از طریق قربانی عیسی مسیح، در شناخت خدا مشارکت کنیم. اگر بگوییم خدا یک راز است، ما او را نمی شناسیم و هیچ یک از مسیحان نیستیم. شناخت خدای یگانه و پسرش عیسی مسیح، زندگی ابدی است (یوحنا ۱۷:۳). انکار این موضوع یعنی هیچ نقشی در پدرمان یا پسرش، عیسی مسیح، نداشته باشیم.

 

از یوحنا ۱۴:۸-۹ می بینیم که دلیل اینکه مسیح توانست آنچه درباره پدر انجام داد را بگوید، این است که او از طبیعت الهی بهره مند شد. طبیعت الهی جنبه های پدر را به پسر اعطا کرد، همان طور که طبیعت الهی نیز جنبه های پدر را به ما اعطا می کند. هر وقت کسی به ما نگاه می کند، پدر را می بیند و مسیح را می بیند.

 

پس، از یوحنا ۱۴:۱۰-۱۲، می بینیم که اعمال ما خود شاهدی هستند بر اینکه پدر در وجود ماست.

 

از یوحنا ۱۴:۱۳-۲۰ می بینیم که چون خدا به مسیح قدرت زندگی داد، به ما قدرت زندگی داده است. پس مسیح در پدر است و پدر در ماست. ما در مسیح و در پدر هستیم و آن ها هر دو در ما هستند. هر سیستمی که بخواهد مسیح و پدر را محدود کند و مسیح و پدر را از ما جدا کند، بدعت است. این تلاشی است برای دزدیدن حق تولد ما با دروغ.

 

از یوحنا ۱۴:۲۱-۲۳ کاملا روشن است که هم پدر و هم مسیح می آیند و در هر یک از برگزیدگانی که آن ها را دوست دارند، خانه می سازند. از آیه ۲۴، رعایت فرمان های خدا برای حفظ روح القدس و اشغال هر یک از برگزیدگان توسط پدر و پسر ضروری است.

 

آیه ۲۷ بسیار مهم است. روح القدس همه ما را به هم پیوند می دهد – پدر، پسر و همه پسران دیگر خدا. هر پسر خدا به یک شکل به پدر وابسته است. ما همه وارثان مشترک مسیح هستیم و به واسطه روح القدس با پدر پیوند خورده ایم. این روح القدس است که به مسیح و ما امکان می دهد همه الوهیم شویم.

 

از آیه ۲۸ ما با پدر آشتی می کنیم. اگر پدر بزرگ تر نبود، به سوی عیسی مسیح می رفت.

 

از آیه ۳۰ می بینیم که خدای این جهان هیچ قدرتی بر فرزندان خدا ندارد.

.

مهم است که نحوه حفظ رابطه با پدر را درک کنیم. جنبه مهم این است که این امر توسط روح القدس و از طریق حفظ فرمان ها در محبت مسیح حفظ می شود. ما از بدن و خون مسیح جدا شده ایم و برای هدفی با مسیح یکی شده ایم، و هدف این است که با پدر یکی شویم. این مراسم شام خداوند صرفا برای آشتی دادن ما با خداست. یکی شدن با عیسی مسیح به خودی خود هدف نیست. هدف این است که با عیسی مسیح یکی شویم تا همه با خدا یکی شویم. هیچ جدایی بین یکی از دیگری وجود ندارد. لازم است با مسیح یکی شویم تا با خدا یکی شویم.

 

پایان شام خداوند به الوهیت و رابطه ما با خدا می پرداخت.

یوحنا ۱۷:۱-۲۶ وقتی عیسی این سخنان را گفت، چشمانش را به آسمان دوخت و گفت: «پدر، ساعت فرا رسیده است؛ پسرت را جلال بده تا پسر تو را جلال دهد، ۲ چون تو به او قدرت بر همه انسان ها داده ای، تا زندگی جاودان به همه کسانی که به او داده ای عطا کند. ۳ و این زندگی جاودان است، که آن ها تو را تنها خدای حقیقی و عیسی مسیح که فرستاده ای می شناسند.

 

تنها یک خدای حقیقی وجود دارد و عیسی مسیح پسر اوست. شناخت آن ها زندگی ابدی است.

یوحنا ۱۷:۴-۵ تو را در زمین جلال دادم، پس از آنکه کاری را  که مرا واگذار کردی انجام دادم؛۵ و اکنون، ای پدر، مرا در حضور خود با جلالی که پیش از آفریدن جهان با تو داشتم، جلال  بده.

 

مسیح وظیفه خود را در جلال خدا به انجام رساند. سپس درخواست کرد که از این توالی به جلالی که پیش از آفرینش جهان نزد خدا داشت، بازگردانده شود.

یوحنا ۱۷:۶-۸ «نام تو را به مردانی که مرا از جهان آفریدی آشکار کردم؛ آن ها مال تو بودند و تو آن ها را به من سپردی و آن ها به قولت وفا کردند. ۷ اکنون می دانند که هر آنچه به من داده ای از تو است؛ ۸ زیرا من کلماتی را که تو به من دادی، به آنان دادم، و آن ها آن ها را دریافت کردند و در حقیقت دانستند که من از تو آمده ام؛ و آن ها ایمان داشتند که تو مرا فرستادی.

 

مسیح نام خدا را به مردمی که خدا به مسیح داده بود، آشکار ساخت. برگزیدگان کلام خدا را حفظ کرده بودند. آن ها می دانستند که مسیح از جانب خدا آمده است. او آن خدای یگانه و حقیقی نبود. با این حال، آن ها باور داشتند که خداوند او را فرستاده است.

یوحنا ۱۷:۹-۱۰ برای آن ها دعا می کنم؛ من برای جهان دعا نمی کنم، بلکه برای کسانی که تو به من عطا کرده ای، زیرا آن ها از آن تو هستند؛ ۱۰ همه مال من از آن توست و تو مال من است و من در آن ها جلال یافته ام.

 

ارتباط متقابل برگزیدگان با خدا و مسیح از این متن آشکار است.

 

یوحنا ۱۷:۱۱ و اکنون من دیگر در جهان نیستم، بلکه آن ها در جهان هستند و من به سوی تو می آیم. ای پدر مقدس، آن ها را به نام خود که به من داده ای حفظ کن تا یکی شوند، همان طور که ما یکی هستیم.

از آیه ۱۱ می بینیم که نام و در نتیجه اقتدار خدا به مسیح داده شده است. این یک مفهوم عبری است. در جایی که نام داده شده باشد، آن شخص قدرت مرجع اعطا کننده را دارد. به همین دلیل موسی را الوهیم خواندند. مسیح بازمی گشت در حالی که برگزیدگان در جهان باقی مانده بودند. آن ها به خدا سپرده شده بودند. هم خدا و هم مسیح همراه با برگزیدگان، همه یکی هستند.

 

یوحنا ۱۷:۱۲ وقتی با آنان بودم، آن ها را به نام تو که به من دادی، نگه داشتم؛ من از آن ها محافظت کرده ام و هیچ کدام جز پسر هلاکت از دست نرفته اند تا کتاب مقدس تحقق یابد.

در آیه ۱۲ آمده است که ممکن است کتاب مقدس تحقق یابد. مسئله این نبود که یهودا اسخریوطی چاره ای نداشت، چون داشت. به او فرصت نجات داده شد و او سقوط کرد. اینطور نبود که او نتوانسته باشد. به او فرصت داده شده بود اما شر ذاتی خودش از بنیاد جهان شناخته شده بود. از زمانی که این کتاب ها نوشته شدند، مشخص بود که این ترتیب رخ خواهد داد و مسیح شاگردی خواهد داشت که او را خیانت خواهد کرد. خدا محدود به مشکلات زمانی و مکانی ما نیست، به گونه ای که دانش قبلی او پیش تعیین کرده بود که یهودا اسخریوطی گناه خواهد کرد. خدا او را مجبور به این کار نکرد. خدا به سادگی می دانست که این کار را خواهد کرد. تفاوت بزرگی وجود دارد.

 

یوحنا ۱۷:۱۳ اما اکنون به سوی تو می آیم؛ و این ها را در جهان می گویم تا شادی ام در خود تحقق یابد.

از آیه ۱۳ می بینیم که مسیح سخن گفت تا بتوانیم بفهمیم چه بر سر او می آید تا ما روشن بین شویم و شادی او را در ما تحقق بخشیم.

 

یوحنا ۱۷:۱۴-۱۶ من به آنان کلام تو را داده ام؛ و جهان از آن ها متنفر شده چون آن ها از جهان نیستند، همان طور که من از جهان نیستم. ۱۵  دعا نمی کنم که آن ها را از جهان بیرون کنی، بلکه می خواهم آن ها را از شر نجات دهی. ۱۶ آن ها از جهان نیستند، همان طور که من از جهان نیستم.

 

جهان از برگزیدگان متنفر است چون آن ها از کلام خدا هستند. مسیح کلمه لوگوس (در اینجا لوگون مفعول) را به برگزیدگان داد. بنابراین لوگوس بیان یا بیان حقیقی خداست که محدود به شخصیت عیسی مسیح نیست. این در تضاد با شبه لوگون اول تیموتائوس ۴:۲ است که ترجمه شده از مردانی که دروغ می گویند (نگاه کنید به کتاب بین خطی مارشال).

 

برگزیدگان با حقیقت، که کلام خداست، تقدیس می شوند.

یوحنا ۱۷:۱۷ آنان را در حقیقت تقدیس کن؛ کلام تو حقیقت است.

 

برگزیدگان به جهان فرستاده می شوند، همان طور که مسیح به عنوان بره ای در میان گرگ ها فرستاده شد.

 

یوحنا ۱۷:۱۸-۱۹ همان گونه که تو مرا به جهان فرستادی، من نیز آن ها را نیز به جهان فرستادم. ۱۹ و به خاطر آنان خود را تقدیس می کنم تا آنان نیز در حقیقت تقدیس شوند.

آیه ۱۹ به تقدیس در حقیقت اشاره دارد. حقیقت، تقدیس روح القدس است. مسیح با حقیقت تقدیس شد تا ما نیز تقدیس شویم. نباید در میان برگزیدگان دروغ گفته شود.

 

یوحنا ۱۷:۲۰-۲۱ «من فقط برای این ها دعا نمی کنم، بلکه برای کسانی که از طریق کلام خود به من ایمان دارند نیز دعا می کنم، ۲۱ تا همه یکی شوند؛ همان طور که تو، ای پدر، در من هستی و من در تو، تا آن ها نیز در ما باشند، تا جهان باور کند که تو مرا فرستاده ای.

آیات ۲۰ تا ۲۱ به این واقعیت اشاره دارند که جهان فقط می تواند بداند که مسیح توسط خدا از طریق شواهد واقعی ما فرستاده شده است. اگر این را بازتاب ندهیم، جهان نسبت به این واقعیت کور است که خدا مسیح را فرستاده است. جهان از طریق نمونه ماست که می بیند عیسی مسیح توسط خدا فرستاده شده و واقعا به هدف خود دست یافته است. این مسئولیتی است که بر دوش انتخاب شدگان گذاشته شده است. گاهی گناهکاران فقط برای نشان دادن قدرت خدا فراخوانده می شوند. آن ها تعمیر شده و در خدمت خدای حقیقی تنها برای سردرگم کردن قدرتمندان قرار می گیرند (اول قرنتیان ۱:۲۷).

 

ما در جلال مسیح شریک می شویم تا بتوانیم با خدا یکی شویم.

یوحنا ۱۷:۲۲-۲۳ جلالی که به من دادی، به آن ها داده ام تا آن ها یکی باشند، همان طور که ما یکی هستیم، ۲۳ من در آن ها و تو در من، تا آن ها کاملا یکی شوند، تا جهان بداند که تو مرا فرستاده ای و آن ها را همان گونه که مرا دوست داشتی، دوست داشتی.

 

از آیه ۲۳ می بینیم که هیچ تمایزی در محبت خدا به عیسی مسیح و برای هر یک از ما وجود ندارد. خدا به افراد احترام نمی گذارد. او عیسی مسیح را بیشتر از هر یک از ما دوست ندارد، زیرا در پدرمان گناهی نیست – و احترام به افراد گناه است. اگر خدا مسیح را بیشتر از ما دوست داشت، او به افراد و گناهان احترام می گذاشت. اما خدا همه ما را به طور برابر و کامل دوست دارد.

یوحنا ۱۷:۲۴-۲۶ پدر، آرزو دارم آنان که تو به من داده ای، در جایی که هستم با من باشند و جلال مرا که در محبتت پیش از بنیان گذاری جهان به من داده ای ببینند. ۲۵ ای پدر درستکار، جهان تو را نشناخته است، اما من تو را شناخته ام؛ و آنان می دانند که تو مرا فرستاده ای. ۲۶ نام تو را به آنان اعلام کردم و آن را آشکار خواهم کرد تا عشقی که با آن مرا دوست داشتی در آن ها باشد و من در آن ها.» (RSV)

روزی نیز جلال خدا را که در مسیح عطا شده خواهد دید.

 

پس از آن، مسیح و شاگردان سرودی خواندند و سپس بیرون رفتند.

مرقس ۱۴:۲۶ و وقتی سرودی خواندند، به کوه زیتون رفتند. (RSV)

 

مراسم با خواندن سرود «خداوند چوپان من است» به پایان می رسد.

 

q